صفحه اصلی | اخبار ایران و جهان | برجام بدون ماله کشی/ نگاهی به ضعف‌های ساختاری، نقاط ابهام ، خسارت‌ها و دروغ های توافق هسته‌ای

برجام بدون ماله کشی/ نگاهی به ضعف‌های ساختاری، نقاط ابهام ، خسارت‌ها و دروغ های توافق هسته‌ای

به گزارش سایت زنجانت :

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد نبویان دبیر سابق کمیسیون ویژه برجام مجلس شورای اسلامی و استاد حوزه و دانشگاه، با نگارش یادداشتی تحت عنوان ” برجام بدون ماله کشی”  به برخی از  اظهارات نادرست مطرح شده در روزهای اخیر پیرامون توافق هسته‌ای واکنش نشان داد.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

نسبت به برجام، شاهد اظهار نظرهای متفاوت و نیز متضادی هستیم، اما به نظر می رسد که رسیدن به حقیقت، صرفا با مراجعه به متن برجام میسر خواهد بود نه با تفسیرهای دلبخواهی و بدون سند. از این رو، بدون هیچ مقدمه ای به سراغ متن برجام می رویم و تعهدات ایران و طرف غربی را مرور می کنیم. (آدرس ها براساس متن انگلیسی و نیز ترجمه فارسی وزارت خارجه از برجام است که با امضای آقای عراقچی به نمایندگان مجلس داده شده است):

اول:

مرکز نطنز که در آن تا ۲۰% غنی سازی انجام می شده است، براساس تعهدات داده شده در برجام اولا: ملت ایران نمی تواند بیش از ۶۷/۳ درصد غنی سازی داشته باشد(ص۲۶ترجمه فارسی بند۲۸) ، ثانیا: تمام سانتریفیوژهای نسل ۲، ۳، ۴، ۵، ۶ و ۸ باید جمع آوری و انبار گردد و ملت ایران حق استفاده از آنها را ندارد (ص۶ ترجمه فارسی بند۲، ص۲۶ ترجمه فارسی بند۲۹)، ثالثا: از حدود ۱۶ هزار سانتریفیوژ نسل یک که در نطنز نصب شده بود، صرفا باید از ۵۰۶۰ عدد استفاده کند و بقیه را باید جمع آوری و انبار کند، رابعا: تا ابد ایران حق داشتن مرکز غنی سازی دیگری غیر از نطنز را ندارد (ص۲۴ ترجمه فارسی بند۲۰).

دوم:

مرکز غنی سازی فردو که ملت ایران در آن تا ۲۰% غنی سازی می کرده است، اولا: غنی سازی به صورت کامل –و تاکید می شود به صورت کامل- ممنوع شده است، ثانیا: علاوه بر غنی سازی، تحقیق و توسعه و تکمیل دانش غنی سازی در فردو نیز کاملا ممنوع شده است (ص۲۹ ترجمه فارسی بندهای ۴۴ و ۴۵)، ثالثا: ملت ایران حق نگهداری بیش از ۱۰۴۴ سانتریفیوژ در فردو را ندارد و بقیه را باید جمع آوری و در نطنز –نه در فردو- انبار کند (ص۲۹ ترجمه فارسی بند۴۶ و ص۳۰ ترجمه فارسی بند۴۷ و ۴۸). یعنی آمریکا هم دستور تعطیلی غنی سازی و هم دستور ممنوعیت دانش غنی سازی و هم دستور جمع آوری بیش از هزار سانتریفیوژ را در فردو می دهد و هم جای انبار آنها را نیز آمریکا باید تعیین کند!!

سوم:

در مرکز اراک که ملت ایران راکتوری را براساس دانش متخصصین خود ساخته بود و برای اقتدار و امنیت ایران بسیار مهم بوده است، به دستور آمریکا اولا: قلب راکتور اراک خارج و کانال های آن چنان با بتُن خاص باید پُر شود که قابل استفاده برای مصارف هسته ای آینده نباشد (ص۲۰ ترجمه فارسی بند۳)، ثانیا: ملت ایران حق نگهداری حتی یک گرم سوخت مصرف شده را در خاک خودش ندارد و تمامی سوخت های مصرف شده تمامی راکتورهای حال و آینده ای که ملت ایران تا ابد خواهد ساخت را به خارج می فرستد (ص۸ ترجمه فارسی بند۱۱ و ص۲۳ ترجمه فارسی بند۱۷)، ثالثا: ملت ایران غیر از راکتور آب سنگین که غربی ها بجای راکتور آب سنگین نابودشده قرار است در ایران بسازند، تا ابد حق داشتن راکتور آب سنگین دیگر را ندارد (ص۲۳ترجمه فارسی بند۱۶) و رابعا: ملت ایران حق انجام بازفرآوری و حتی دانش بازفرآوری و تحقیق و توسعه در زمینه آن را تا ابد نخواهد داشت (ص۲۴ترجمه فارسی بند۱۸).

چهارم:

ایران که برای تولید رادیوداروها برای تقریبا یک میلیون بیمار سرطانی خود ۸/۴۴۷ کیلو مواد ۲۰% تولید کرده بود، همه آنها را نابود و حق نگهداری یک گرم از آن را ندارد –ضمن اینکه حق تولید آن را نیز ندارد- و برای رفع نیازش، غربی ها به ایران ۵کیلو در هر نوبت خواهند داد (ص۳۳ ترجمه فارسی بند۶۰)، از سوی دیگر، ملت ایران که برای تامین سوخت راکتور تولید برق بوشهر، تقریبا ۱۱تن مواد ۵/۳ تا ۵% تولید کرده بود (هرسال ۳۰تن مورد نیاز است)، حق نگهداری بیش از ۳۰۰کیلو را در خاک ایران ندارد (ص۳۱ ترجمه فارسی بندهای ۵۶ و ۵۷).

پنجم:

ملت ایران حق تولید هیچ نسلی از سانتریفیوژ را برای سالها ندارد (ص۳۴ ترجمه فارسی بندهای۶۲ و ۶۳).معنای این تعهد، تعطیلی کارخانه های تولید سانتریفیوژ به مدت چندسال است.

ششم:

مقام معظم رهبری مدظله العالی در نامه ای که در ۲۹/۷/۱۳۹۴ به روحانی نوشته است، برجام را خسارت آفرین برای حال و آینده کشور –در صورت عدم مراقبت لحظه به لحظه- می دانند، ایشان فرموده اند: «با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه، می تواند به خسارت های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.»

این بخش از نامه رهبری بسیار مهم ولی متاسفانه بسیار دردناک و ناگوار است، اولا: وجود نقاط ابهام، ثانیا: ضعف های ساختاری و ثالثا: وجود موارد متعدد در متن برجام، بستر را برای تحمیل خسارت های بزرگ به ملت عزیز ایران –در صورت عدم مراقبت دقیق- در حال و آینده کشور فراهم آورده است، و از این امر معلوم می شود که چرا مقام معظم رهبری در طول مذاکرات هشدارهای لازم و خطوط قرمز را بیان داشته و در موارد متعددی اعلام نگرانی و دغدغه می نموده است. اگرچه این خطوط قرمز از سوی مذاکره کنندگان، رعایت نشده است.

برای روشن شدن مسأله، مواردی از متن برجام را در توضیح سه نکته اساسی در این بخش از نامه مقام معظم رهبری –که موجب خسارت های بزرگ به کشور عزیز ایران خواهد شد- بیان می نمائیم:

الف- وجود موارد متعدد خسارت آفرین

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، متنی است پیچیده که نیازمند بررسی دقیق است، و پس از بررسی های فراوان و ملاحظه دیدگاه ها متخصصان، متاسفانه روشن می شود که برجام، مستلزم تعهدات گسترده برای ملت ایران بوده و در موارد مهم متعددی نیز در تضاد با منافع اساسی ملت بزرگ ایران است. به برخی از مواردی که موجب خسارت های بزرگ به ملت ایران در حال و آینده می شود، اشاره می کنیم:

(۱)- اعطای مجوز دسترسی به تمام اماکن نظامی ایران، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص۲۳ و ۲۴، بندهای ۷۴ تا ۷۸ و متن فارسی: ص۳۶ و۳۷ بندهای ۷۴ تا ۷۸)

(۲)- پذیرش نظارت آژانس و نیز استقرار آنها در ایران بدون محدودیت تعیین شده زمانی، (متن انگلیسی: مقدمه ص۹ بند ۱۵ و ضمیمه اول، ص۲۰ بند۲/۶۷ و متن فارسی: ص۹ بند۱۵ و ص۳۵ بند۲/۶۷)

(۳)- پذیرش ۶ نوع نظارت نسبت به فعالیت های هسته ای، نظامی و صنایع غیر نظامی ملت ایران. امری که در هیچ کشوری در دنیا سابقه ندارد. کشورهای هسته ای دنیا، نظارت آژانس را در قالب پادمان و حداکثر به صورت اختیاری در قالب پروتکل می پذیرند، اما در برجام، علاوه بر دو مورد بیان شده، ۴ مورد نظارتی دیگر نیز مورد پذیرش قرار گرفته است؛ یعنی ایران نظارت آژانس در قالب پادمان، نظارت آژانس در قالب پروتکل الحاقی، نظارت آژانس در قالب اقدامات شفاف ساز، نظارت شورای امنیت بر صنایع هسته ای، نظامی و غیر نظامی کشور، نظارت کمسیون مشترک بر صنایع هسته ای، نظامی و غیر نظامی کشور و نظارت تقریبا دهها کشور جهان بر صنایع نظامی و غیر نظامی کشور ایران را در برجام پذیرفته است.

به عبارت دیگر، ایران در برجام متعهد شده است که علاوه بر:

 ۱- پادمان،

۲- پروتکل الحاقی، (متن انگلیسی: ص۸ بند ۱۳، ضمیمه اول ص۱۸ بند ۶۴، ضمیمه پنجم ص۵ بند۲۲ و متن فارسی: ص۹ بند۱۳، ص۳۴ بند۶۴، و ص۱۲۳ بند۲۲)،

۳- اقدامات شفاف ساز را انجام دهد، (متن انگلیسی: ص۲ و ۸و ۹ و متن فارسی: ص۲ و ۹) اقداماتی که کاملا مبهم بوده و شامل هر آنچه که آنها درخواست کنند، خواهد شد،

۴- آژانس باید گزارش فعالیت های هسته ای و غیر هسته ای ملت ایران را علاوه بر شورای حکام، به شورای امنیت سازمان ملل گزارش دهد، (متن انگلیسی: مقدمه، ص۴ بندx و متن فارسی: ص۴ بند ی)،

۵- آمریکا و سایر اعضای کمیسیون مشترک نیز باید نسبت به فعالیت های گوناگون ملت ایران از جمله اعطای مجوز دسترسی آژانس به فعالیت های نظامی ایران دخالت داشته باشند، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص۲۳ و ۲۴، بندهای ۷۴ تا ۷۸ و متن فارسی: ص۳۶ و۳۷ بندهای ۷۴ تا ۷۸) و

۶- در مورد اقلام دو منظوره که در صنایع مختلف غیر نظامی و نظامی بکار می روند، ایران باید به کشورهای صادر کننده  اجازه دهد که استفاده نهایی آن اقلام را در ایران، مورد راستی آزمایی قرار دهند (متن انگلیسی: ضمیمه ۴، ص ۵و ۶، بند ۸/۶ و متن فارسی: ضمیمه ۴، ص۱۱۴، بند ۸/۶).   (باید دقت کرد که کشور صادرکننده ذکر شده است نه کشور تولید کننده، و کشور صادر کننده شامل هر کشوری خواهد شد.)

(۴)- ایجاد بدعت بی سابقه در دنیا یعنی پذیرش تشکیلاتی به نام کمیسیون مشترک برای دخالت در ابعاد هسته ای و نظامی ایران. کمسیون مشترک دارای ۸ عضو است: آمریکا، آلمان، فرانسه، انگلستان، روسیه، چین، نماینده عالی اتحادیه اروپا و ایران. تصمیم گیری در مورد ۱۶ مساله از ابعاد هسته ای، نظامی و مساله تحریم ها به آنها واگذار شده است، مانند تصمیم گیری در مورد: اراک، فردو، تولید سانتریفیوژ، دسترسی به اماکن نظامی، تحریم ها، تولید سوخت، تهیه اقلام دوگانه-، (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم ص۱ بند۱ و ص۳ بند۴ و متن فارسی: ص۱۰۷ بند ۱ و ص۱۱۰ بند ۴)

جالب آن است که تصمیم گیری در تمام موارد فوق باید اجماعی و به اتفاق آراء باشد جز در یک مورد یعنی دسترسی به اماکن نظامی ایران که اجماع لازم نبوده و ۵ رأی از ۸ رأی کافی است.

(۵)- محدودیت شدید خرید ایران نسبت به اقلام دوگانه یعنی کالاهایی که تکنولوژی متوسط (مدیوم تِک) یا تکنولوژی بالا (های تِک) محسوب شده و در صنایع مختلف کشور-مانند صنعت نفت، پتروشیمی، نانو- آزمایشگاه های دانشگاه های صنعتی کشور، صنایع دانش بنیان و صنایع نظامی کشور بکار می روند،

ایران موظف شده است که این کالاهای حساس را صرفا:

۱- با ارائه لیست خرید خود به کارگروه خرید تعیین شده از سوی کمیسیون مشترک؛

۲- دریافت اجازه از همه اعضای آن کارگروه؛

۳- دریافت اجازه از همه اعضای کمیسیون مشترک؛

۴- دریافت اجازه از سوی شورای امنیت سازمان ملل؛

 تهیه نماید.

ایران تعهد داده است که کالاهای مذکور را صرفا و فقط از طریق بیان شده تامین نماید. این محدودیت نیز زمان دار نبوده و به صورت ابدی می باشد. (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص۳-۶ بند ۶ و متن فارسی: ص۱۱۱-۱۱۴ بند۶)

(۶)- در صورت کسب اجازه ایران برای تهیه اقلام دوگانه از کارگروه خرید، کمیسیون مشترک و شورای امنیت سازمان ملل، ایران متعهد شده است که به کشورهای صادرکننده اجازه دهد که نسبت به استفاده نهایی کالاهای خریداری شده در ایران راستی آزمایی کنند. توجه به این نکته لازم است که در این تعهد، ایران به کشور صادرکنندهاقلام دوگانه –نه کشور تولید کننده آنها که محدود به چند کشور در دنیا می باشند- اجازه خواهد داد که استفاده نهایی آن کالاها را در ایران راستی آزمایی نمایند، (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص۵ بند۸/۶ و متن فارسی:ص۱۱۴ بند۸/۶) و این امر به معنای دسترسی به اطلاعات بخش های بسیار مهم صنعتی و نظامی کشور و نیز اطلاعات متخصصین کشور عزیزمان از سوی بسیاری از کشورهای جهان به صورت ابدی می باشد.

(۷)- پذیرش محدودیتهای ۱۰، ۱۵، ۲۰ و ۲۵ سال در صنعت هسته ای کشور ایران، (متن انگلیسی:مقدمه،ص۶ بند۲، ضمیمه اول،ص۹ بند۲۷ و ۲۸، ص۱۲ بند۴۵، ص۲۵ بندهای ۷۹ و ۸۰، ص۲۱ بندهای ۶۸ و ۶۹ و متن فارسی:ص۶ بند۲ و ص۲۶ بند۲۷ و ۲۸ و ص۲۹ بند۴۵، ص۳۸ بندهای ۷۹ و ۸۰ و ص۳۶ بندهای ۶۸ و ۶۹)

(۸)- پذیرش محدودیتهای ابدی ملت ایران حداقل بیش از ۱۰ مورد؛ مانند: ارسال سوخت مصرف شده راکتورها تا ابد به خارج از کشور (متن انگلیسی: مقدمه،ص۸ بند۱۱، ضمیمه اول، ص۶ بند ۱۷ و متن فارسی: ص۸ بند۱۱ و ص۲۳ بند۱۷)، ممنوعیت بازفرآوری به صورت ابدی (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص۷ بند۱۸ و متن فارسی: ص۲۴ بند۱۸)، ممنوعیت تحقیق و توسعه در مورد بازفرآوری به صورت ابدی (متن انگلیسی: مقدمه، ص۸ بند ۱۲، ضمیمه اول، ص۷ بند ۱۸ و متن فارسی: ص۸ بند۱۲ و ص۲۴ بند۱۸)، ممنوعیت ابدی داشتن بیش از یک راکتور آب سنگین، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص۶ بند۱۶ و متن فارسی: ص۲۳ بند۱۶)، محدود شدن تهیه اقلام دوگانه به طریق تعیین شده از سوی کمسیون مشترک تا ابد (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص۳-۶ بند ۶ و متن فارسی: ص۱۱۱-۱۱۴ بند۶)، محروم شدن ایران از تولید اورانیوم ۲۰درصد (متن انگلیسی: ضمیمه۱، ص۱۶، بند۶۰ و متن فارسی: ضمیمه ۱، ص۳۳، بند۶۰)، و … .

معنای پذیرش محدودیت های ابدی، محدود کردن نسل موجود و تمام نسل های آینده کشور در طول قرون آینده است.

(۹)- ممنوعیت ایران در تست موشک های بالیستیک و حتی شلیک آنها در طول ۸ سال، (متن انگلیسی: قطعنامه ۲۲۳۱، ضمیمه ب، بند ۳)

(۱۰)- ممنوعیت ارسال سلاح ایران به کشورهای دیگر در طول ۵ سال جز با اجازه مورد به مورد شورای امنیت، (متن انگلیسی: قطعنامه ۲۲۳۱، ضمیمه ب، بخشb از بند ۶)

مذاکره کنندگان محترم ایرانی اعلام کرده اند که دو مورد نهم و دهم که در قطعنامه شورای امنیت آمده است را اجرا نمی کنند، ولی به این نکته هم اذعان کرده اند که عدم اجرای آنها اگرچه موجب  نقض برجام نمی شود، ولی موجب نقض قطعنامه خواهد شد؛ اما اولا: به لحاظ حقوق بین الملل، چگونه می توان بخشی از یک قطعنامه را قبول داشت و بخش دیگر را نپذیرفت؟ و ثانیا: چنانکه بیان گردید، اگرچه عدم قبول آن بندها موجب نقض برجام نمی شود ولی موجب نقض قطعنامه شورای امنیت شده و ایران باید منتظر برخورد شورای امنیت بخاطر این نقض باشد، برخوردی که موجب صدور قطعنامه های تحریمی دیگر خواهد شد، چنانکه بعد از آزمایش اخیر موشک «عماد»، چهار کشور زورگوی جهان یعنی آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلستان با ارسال نامه ای به کمیته امور تحریمهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، آزمایش موشک عماد در ایران را به اطلاع آن کمیته رسانده و خواستار پاسخ مقتضی به آن شدند.!

(۱۱)- به تصریح متن برجام، تمام محدودیتها، نظارت های و دسترسی های یادشده، فقط مختصایران بوده و شامل هیچ کشور دیگر در جهان نخواهد بود، چنانکه نباید مورد ایران، به عنوان یک رویه یا قانون بین المللی و یا جزئی از ان پی تی فرض شود. (متن انگلیسی: ص۴ بند xi و متن فارسی: ص۴ بند ک)

موارد فوق بخش بسیار اندکی از خسارت های بزرگ به ملت ایران است که متاسفانه در برجام آمده است. علاوه بر این، باید توجه داشت که دشمنان ملت ایران، از طریق مذاکره، در صدد نفوذ در ایران و نابودی توانائیهای ملت ایران و از بین بردن ماهیت انقلاب اسلامی ایران می باشند، چنانکه مقام معظم رهبری مدظله العالی در مورد نیاز آمریکا به مذاکره و توافق فرموده اند:

« نکته دوم این است که طرف مقابل ما، یعنی دولت کنونی و مدیریت کنونی آمریکا، به این توافق احتیاج دارد؛ این هم یک طرف دیگر قضیه است؛ اینها نیاز دارند به این، یک پیروزی بزرگی برای آنها محسوب می شود اگر بتوانند به آن مقصود خودشان در اینجا برسند. این در واقع، پیروزی بر انقلاب اسلامی است؛ پیروزی بر ملتی است که داعیه استقلال دارد؛ پیروزی بر کشوری است که می تواند الگوی کشورهای دیگر باشد.»  (دیدار با مسئولان نظام، ۲/۴/۱۳۹۴)

ب- نقاط ابهام

در متن برجام، نکات ابهام گسترده ای وجود دارد که صرفا به بخش بسیار محدودی از آن اشاره می شود:

۱- مبهم بودن زمان پایان برجام.

در متن برجام، هیچ زمانی برای پایان اجرای آن و پایان عمل به محدودیت های گسترده در آن پیش بینی نشده است. این امر ضربه اساسی به منافع ملت ایران خواهد زد، زیرا هر زمان ایران بخواهد از اجرای محدودیت های گسترده ای که در برجام آمده است، خارج شود، مورد اعتراض کشورهای زورگوی جهان مانند آمریکا قرار خواهد گرفت، و ممکن است با تحریم های جدیدی روبه رو گردد.

۲- اجرای «کامل» درخواست های آژانس.

از موارد مبهم و خطرآفرین برای کشور، بند سوم قطعنامه ۲۲۳۱ است که متاسفانه مورد قبول مذاکره کنندگان ایرانی نیز قرار گرفته است، در این بند آمده است: « … ایران باید به طور کامل بر اساس خواسته های آژانس که در گزارش های آژانس آمده است، همکاری نماید.»

واژه های «باید»، «به طور کامل»، «درخواست های آژانس» و «گزارش های آژانس» در این بند قطعنامه، کلیدی است. ایران موظف به برآورده کردن کامل کلیه درخواست های آژانس تا ۱۰ سال آینده شده است. بر اساس این بند از قطعنامه، همکاری ایران با آژانس، نباید به هیچ امری محدود و مقید شود، به عبارت دیگر، درخواست های آژانس در این بند از قطعنامه، مقید به: چارچوب توافق نامه پادمان، پروتکل الحاقی، درخواست های مندرج در گزارش های پیشین، نقشه راه توافق شده میان ایران و آژانس، محدودیت ورود به حوزه های نظامی (اماکن، افراد، اسناد، اطلاعات و تجهیزات) نگردیده است.

با توجه به این که مدت اجرای این قطعنامه، حداقل ۱۰ سال است، لذا ایران باید طی ۱۰ سال آینده همه ی درخواست های آژانس در گزارش های آتی (حدودا ۱۲۰ گزارش) را برآورده سازد.

ابهامات موجود در این بند قطعنامه، قطعا ضررهای بزرگی به کشور عزیز ما تحمیل خواهد کرد.

ج- ضعف های ساختاری

ضعف های ساختاری عمده ای نیز در برجام به چشم می خورد، که به برخی از آنها اشاره می شود:

۱- پذیرش معیارهای بی پایه و اساس آمریکا برای مذاکرات و توافق نهایی، مانند:

الف- سوء استفاده نکردن ایران

ب- رعایت یک سال گریز هسته ای در برنامه هسته ای ایران

دو مورد فوق از سوی مذاکره کنندگان آمریکایی در طول مذاکرات ذکر شده و متاسفانه مورد قبول طرف ایرانی قرار گرفته است.

ج- ذکر واژه«منحصرا» در صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران (متن انگلیسی: متن برجام، ص۶، بند۱ و متن فارسی: ص۶، بند۱). این قید مطابق میل و تفسیر طرف غربی و آمریکایی بیان شده و محدودیت های زیادی را به ایران تحمیل کرده است.

۲- پذیرش استثناء بودن ایران (متن انگلیسی: متن برجام، ص۴، بندxi و متن فارسی: متن برجام، ص۴، بند ک).

۳- پذیرش جایگزینی «اجازه» به جای «حق» (مبنا قرار گرفتن اجازه از ۱+۵ به جای حقوق مصرح در NPT (متن انگلیسی: دیباچه، ص۲ و متن فارسی: دیباچه، ص۲)

۴- پذیرش شروط بیشتر برای برخورداری از حقوق کمتر ( این امر در سراسر برجام وجود دارد.)

هفتم:

رهبری در نامه خود تصریح می کنند که هدف از مذاکرات، لغو و رفع تحریم ها بوده است:

«پذیرش مذاکرات از سوی ایران صرفا به هدف لغو تحریم های ظالمانه اقتصادی و مالی بوده است.»

یعنی اولا: آنچه که هدف مذاکرات بوده است لغوتحریم ها بوده است نه تعلیق یا توقف، ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که بخشهای بسیار زیاد از تحریم ها نه لغو می شوند و نه تعلیق، و از سوی دیگر، همه تحریم های هسته ای نیز لغو نخواهند شد،

ثانیا: مذاکرات برای آن بوده است که ملت ایران از تحریم های اقتصادی و مالی رهایی پیدا کنند، و اگر تحریم ها به حال خود باقی باشند، مذاکرات انجام شده هیچ فائده ای نداشته است، چنانکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در موارد متعددی بر آن تاکید کرده اند. متاسفانه شاهد هستیم که در برجام، بقای اکثر تحریم ها مورد پذیرش قرار گرفته است.

هشتم:

وضعیت تحریم ها در برجام به قرار زیر است:

(الف)- باقی ماندن تمامی تحریم ها با بهانه های حقوق بشری، تروریسم، موشکی و نیز تحریم های همه جانبه اولیه آمریکا مانند توقیف دارایی های بانک مرکزی ایران، (متن انگلیسی: مقدمه، ص۱۰ بندهای ۱۸و ۱۹، ضمیمه دوم، ص۸ بند۴ و متن فارسی: ص۱۰ بندهای ۱۸ و ۱۹ و ص۵۳ و ۵۴ بند۴)

(ب)- تحریم های مالی و اقتصادی کنگره و ۱۲ تحریم از دستورات اجرایی رئیس جمهور در مورد تحریم های ثانویه مربوط به هسته ای آمریکا حداقل تا ۸ سال نه لغو می شوند و نه تعلیق، بلکه به صورت موقت، متوقف می شوند، (متن انگلیسی: مقدمه، ص۱۱ بند۲۱ و متن فارسی: ص۱۱ بند۲۱)

(ج)- تحریم های مالی و اقتصادی مربوط به هسته ای اتحادیه اروپا به ۳ بخش تقسیم می شوند:

۱- بخشی در روز اجرا – یعنی پس از اجرای تمامی تعهدات ایران و راستی آزمایی آژانس نسبت به انجام آن تعهدات که متاسفانه زمان دقیق آن نیز معلوم نمی باشد- لغو می شوند و بخشی تعلیق و بخش های دیگر نه لغو می شوند و نه تعلیق، (متن انگلیسی: ضمیمه پنجم،ص۳ بند۱۶ و متن فارسی: ص۱۲۰ بند۱۶)

۲- بخشی نیز در زمان انتقالی یعنی ۸ سال بعد لغو می شوند، مانند تحریم سوئیفت و نرم افزارهای بکار رفته در صنایع کشور از قبیل صنعت نفت و پتروشیمی، و بخشی دیگر تعلیق خواهند شد، (متن انگلیسی: ضمیمه پنجم، ص۵ بند۲۰ و متن فارسی: ص۱۲۲ بند۲۰)

۳- بخشی نیز در ۱۰ سال بعد لغو خواهند شد، (متن انگلیسی: ضمیمه پنجم، ص۶ بند۲۵ و متن فارسی: ص۱۲۳ بند۲۵)

(د)- قطعنامه های تحریمی شورای امنیت از روز اجرا به صورت مشروط لغو می شوند، و شرط لغو آنها این است که هیچ یک از طرف های برجام نسبت به اجرای تعهدات طرف دیگر اعتراض نکند، و در صورتی که هر یک از اطراف، به شورای امنیت اعتراض کند، به صورت خودکار، قطعنامه های لغو شده در ظرف ۳۰ روز برخواهند گشت و ادامه لغو آن قطعنامه ها نیازمند قطعنامه جدید از شورای امنیت سازمان ملل متحد است. لغو قطعنامه های به صورت بیان شده صرفا تعلیقی بیش نخواهد بود. (متن انگلیسی: ضمیمه پنجم، ص۴ بند۱۸ و متن فارسی: ص۱۲۱ بند۱۸ و بندهای ۱۱ و ۱۲ قطعنامه ۲۲۳۱). جالب آن است که اگر ایران نیز اعتراض کند که طرف های دیگر در اجرای تعهدات خود در همکاری ها و نیز تعهدات خود در مسأله تحریم ها کوتاهی کرده اند، قطعنامه های لغو شده به صورت خودکار بر خواهند گشت.

۲- «اجرایی شدن لغو تحریم ها به بعد از اجرای تعهدات ایران موکول شده است.»

تحریم های مالی و اقتصادی مربوط به هسته ای متاسفانه صرفا بعد از اجرای تعهدات ایران و راستی آزمایی آژانس در دستور کار طرف غربی قرار می گیرد. (متن انگلیسی: مقدمه،ص۱۰ بندهای ۱۸ و ۱۹، ص۱۱ بند۲۱ و ضمیمه پنجم، ص۲ بند۱۴ و متن فارسی: ص۱۰ بندهای ۱۸ و ۱۹، ص۱۱ بند۲۱ و ص۱۱۹ بند۱۴)

لازمه چنین امری آن است که ایران به تعهدات خود عمل کند، یعنی: ۱۰ تن ذخایر خود را به ۳۰۰ کیلو می رساند، راکتور اراک را خارج کرده و حفره های آن را با بُتن پُر می کند، بیش از ۱۲ هزار سانتریفیوژ خود را در نطنز و فردو جمع می کند، غنی سازی را در فردو از ۲۰% به صفر و در نطنز به ۶۷/۳ می رساند، اماکن نظامی را در اختیار آنها قرار می دهد و … سپس آژانس باید اجرای این تعهدات را راستی آزمایی کند، در این زمان که دست ملت ایران از تمام ابزارهای قدرت هسته ای خالی شد، نوبت به طرف غربی و آمریکا می رسد که مسأله تحریم ها را در دستور کار خود قرار دهند، و این امر به معنای آن است که در این زمان، دست ملت ایران خالی و دست دشمنان ملت ایران پُر می باشد. روشن است که دشمنان می توانند متوسل به هر بهانه ای شده و فشارهای بیشتری را إعمال کنند.

و امروز نیز کاملا شاهد آن هستیم که بعد از دوسال از تاریخ اجرای برجام –یعنی زمان اجرای تعهدات طرف غربی در برداشتن تحریم ها- هیچگونه تحریم بانکی –بانک های بزرگ و موثر – برداشته نشده و متاسفانه پول فروش نفت ایران نیز در بانکهای اروپایی بلوکه می شود و تاسف بارتر اینکه بابت نگهداری پول، از ملت ایران کارمزد نیز می گیرند!!

نهم:

شرط دیگر رهبری در نامه شان این است قبل از اجرای تعهدات ایران باید تضمین های کافی از آمریکا جهت رفع تحریم ها گرفته شود:

«باید تضمین های کافی و قوی برای جلوگیری از تخلف طرف غربی در نظر گرفته شود، از جمله، رئیس جمهور آمریکا و اتحادیه اروپا باید کتبا اعلام نمایند که تحریم های مالی و اقتصادی به صورت کلی لغو می شود، و هرگونه اظهار نظری مبنی بر بقای ساختارهای تحریم به منزله نقض برجام خواهد بود.»

دهم:

شرط دیگر رهبری در نامه شان آن است که وضع هرگونه تحریمی به هر بهانه ای موجب نقض برجام خواهد بود و دولت موظف است که اجرای برجام را متوقف کند:

«وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه ای –مانند تروریسم و حقوق بشر- توسط هر یک از کشورهای طرف برجام، موجب نقض برجام بوده و مطابق بند ۳ مصوبه اخیر مجلس، دولت موظف است اجرای برجام را متوقف کند.»

 بند ۳ مصوبه اخیر مجلس تصریح می کند که:

«دولت موظف است هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل را در زمینه لغو موثر تحریم ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام داده و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دوسال ظرفیت غنی سازی کشور به یکصد و نودهزار سو افزایش یابد. شورای عالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع می باشد.»

حتی در بندهای ۲۶ و ۲۷ برجام ص۱۴ تصریح شده است که آمریکا و اروپا از وضع هرگونه تحریم جدیدی که مانع بهره مندی ایران از رفع تحریم های وعده داده شده (که به آنها نیز عمل نشده است) خواهد شد، خودداری خواهند کرد.

با این وجود اولا: از آقای ظریف و عراقچی می توان پرسید که با وجود ده ها تحریم جدید بعد از برجام – تاکنون حداقل بیش از ۵۰ مورد تحریم های جدید علیه ملت ایران وضع شده است، تحریم هایی که روح و جسم برجام را یکجا نابود کرده است- و نیز نقض صریح برجام، چرا دولت آقای روحانی به دستور رهبری و مصوبه قانونی مجلس شورای اسلامی و حتی به خود برجام عمل نمی کند؟ ثانیا: آقای عراقچی در سخنان خود در برنامه جهان آرا در تاریخ ۹/۱۱/۱۳۹۶ ادعای کرده است که جز یک مورد، به تمام شرایط رهبری عمل شده است!! با توجه به چند شرطی که در این نوشتار از رهبری ذکر شده است، به راحتی می توان صدق کلام آقای عراقچی را مورد بررسی قرار داد. البته بار اول نیست که آقای عراقچی ادعاهای غیر واقعی را به راحتی مطرح می کند، فراموش نمی کنم که در زمان مذاکرات و نیز در کمیسیون ویژه بررسی برجام، آقای عراقچی مدعی شده بود که همه خطوط قرمز رهبری را در مذاکرات رعایت کرده ایم، و این امر در حالی است که آقای ظریف به رهبری اعلام کرده است که ما نتوانسته ایم برخی از خطوط قرمز شما را رعایت کنیم.

یازدهم:

آقای عراقچی ادعا کرده است که ده ها ملیارد دلار پول فروش نفت بعد از برجام به دست دولت آقای روحانی  رسیده و در دسترس بانک مرکزی قرار گرفته است. این خبر اگر صحت دارد اولا: می توان پرسید دولت آقای روحانی با این پول ها چه کرده است؟ ثانیا: به چه دلیلی با وجود این همه پول، بودجه عمرانی کشور هر سال کمتر از قبل می شود؟ ثالثا: به چه دلیلی با این همه پول، بودجه مصوب سازمان ها و وزارت خانه ها هر ماه کمتر از ماه قبل و با تاخیر پرداخت می شود؟ از آقای عراقچی می پرسیم بودجه شما در وزارت خارجه در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا می توانید با بودجه موجود و اختصاص یافته برنامه های خود را عملی کنید؟

حقیقت این است که اکثریت پول فروش نفت در بانک های اروپایی بلوکه می شود و دولت روحانی به هیچوجه به آنها دسترسی ندارد، اما متاسفانه علیرغم عدم دسترسی به آن پول ها به شکل ظاهری و صوری فرض می شود که آن پول ها در حساب بانک مرکزی قرار دارد و دولت از بانک مرکزی می خواهد که در ازای آن دلارهایی که بانک مرکزی به آنها دسترسی ندارد، خلق پول کرده و اسکناس چاپ نموده و به دولت بدهد. به همین خاطر است که نقدینگی در دولت روحانی از ۴۰۰ و خوردی هزار ملیارد تومان به ۱۴۰۰ و خوردی هزار ملیاردتومان رسیده است. مناسب است که آقای عراقچی حقیقت را به مردم گفته و صادقانه با آنها سخن بگوید.

دوازدهم:

پرسش مهم دیگر این است که چرا آقای عراقچی و سایر مذاکره کنندگان حاضر به مناظره نیستند؟ نیز چرا آقای عراقچی اصرار دارد که همیشه یک طرفه صحبت کرده و همه چیز را به هر صورت ممکن توجیه کند؟

اینجانب و سایر دوستان، اعلام می کنیم که در موضوع برجام حاضر به مناظره با آقای عراقچی و ظریف در رسانه رسمی کشور یعنی صدا و سیما آن هم به صورت زنده می باشیم. این تقاضا که برای روشن شدن حقیقت برای مردم عزیز کشور ما بوده و بارها بیان شده است، هیچوقت با پاسخ مثبت آقایان مذاکره کننده واقع نشده است. راستی اگر برجام قابل دفاع است، چرا حاضر به مناظره نیستید. ملت عزیز ایران تا چه زمانی باید شاهد سخنان یک طرفه و به دور از واقعیت مدافعان برجام باشد.

در انتها از مسئولین صدا و سیما نیز این گلایه را مطرح می کنیم که چرا اجازه حضور منتقدین برجام را برای ارائه نظریات خود نمی دهد؟

انشاالله بتوانیم از منافع ملی دفاع کنیم و سعی کنیم صادق باشیم و حقیقت را کاملا با مردم درمیان بگذاریم.

سید محمود نبویان

۱۱/۱۱/۱۳۹۶


455562_977

 مهدی خانعلی‌زاده، پژوهشگر روابط بین‌الملل در واکنش به صحبت‌های شب گذشته عباس عراقچی در برنامه جهان آرا در کانال تلگرامی خود نوشت:

چرا عراقچی، حقیقت را نمی‌گوید؟

 سیدعباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه دیشب در برنامه «جهان آرا» حاضر شد و حدود دو ساعت به گفتگو درباره برجام پرداخت. آنچه در ادامه می‌خوانید، فهرست ۹ حرف خلاف واقعی است که از سوی او بیان شد:

۱-  دروغ اول عراقچی: “حق هسته‌ای ایران تثبیت شده است.”  اصلا چنین چیزی نیست. طبق برجام، ایران تا سال‌های طولانی و زمانی که آژانس انرژی اتمی تایید نکند، عضو عادی NPT نخواهد بود و این یعنی حق فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ندارد.

۲- دروغ دوم عراقچی: “فضای سازنده اجرای برجام با روی کار آمدن ترامپ، بهم خورد.” نقض فاحش برجام از طریق تمدید قانون تحریم موسوم به آیسا در زمان اوباما – صورت گرفت. ترامپ تاکنون اقدامی فراتر از رفتار برجامی اوباما انجام نداده است.

۳- دروغ سوم عراقچی: “ما به تخریب اطمینان سرمایه گذاری در ایران توسط ترامپ، واکنش نشان دادیم.” حتی یک مورد اقدام عملی در واکنش به این نقض فاحش توافق هسته ای از سوی وزارت خارجه ایران انجام نشده است.

۴-  دروغ چهارم عراقچی: “سرمایه گذاران زیادی بدون توجه به فضای مخرب ترامپ، در ایران فعالیت می کنند.” این در حالی است که دبیر دوره قبل جشنواره تئاتر فجر در نشست خبری جشنواره صراحتا گفت که حتی گروه های تئاتری بخش بین الملل به خاطر تحریم به ایران نیامدند؛ چه برسه سرمایه گذار.

۵-  دروغ پنجم عراقچی: “ماهیت آب سنگین اراک حفظ شد.” راکتوری آب سنگین است که با سوخت طبیعی کار کند. از آن‌جایی که راکتور جایگزین در اراک از اورانیوم غنی شده استفاده خواهد کرد سخن گفتن از حفظ ماهیت آب سنگین راکتور اراک مزاحی بیش نیست! بند ۱۶ بخش هسته‌ای برجام هم برای همیشه ایران را از داشتن راکتور آب سنگین محروم کرده است!

۶-  دروغ ششم عراقچی: “بتن ریزی در قلب رآکتور اراک، جنگ روانی کری و اوباما بود.” عین عبارت “بتن ریختن در کلندریا به نحوی که قابل استفاده نباشد” در متن توافق هسته‌ای (برجام) وجود دارد. هیچ جنگ روانی وجود ندارد ؛ این عین متن توافق است.

۷-  دروغ هفتم عراقچی: “مکانیزم نظارت بر تخلفات برجامی آمریکا، در دست ایران است.” بر طبق متن برجام، هرگونه اعلام شکایت ایران از نقض برجام توسط آمریکا به کمیسیون مشترک می رود و نهایتا حتی با وجود اثبات نقض هم تحریم های ایران برمیگردد!

۸- دروغ هشتم عراقچی: “ایران اصلا مجبور نیست که پول فروش نفت را خرج خریدهای خاص بکند.” قرارداد خودروسازهای داخلی با خودروسازهای فرانسوی دقیقا اجبار است. ایران نه از ایتالیا و فیات می تواند ماشین و خط تولید بخرد و نه از ژاپن و تویوتا. مجبوریم درآمد نفت را در جیب پژو و رنو بریزیم.

۹-  دروغ نهم عراقچی: “آمریکا الان در بین متحدانش هم منزوی شده است.” رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا دیروز اعلام کرد که آلمان، انگلیس و فرانسه هم موارد اصلاح و تکمیل برجام از سوی آمریکا را پذیرفته اند و بر آن تاکید دارند.


بطلیبلی

منبع خبر :: مطالعه متن کامل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *