اخبار استان زنجان

شاگردان علامه طباطبایی؛ فرماندهان فرهنگی انقلاب اسلامی | اخبار زنجان

به گزارش سایت زنجانت :

علامه سید محمدحسین قاضی طباطبایی، برای ما نام ناآشنایی نیست. مفسری بی‌نظیر که قرآن را در فضای حوزه‌های علمیه از مهجوریت بیرون آورد و تفسیر ارزشمندش به تعبیر استاد شهید مطهری «بزرگ‌ترین تفسیری است که از صدر اسلام تاکنون برای قرآن کریم نوشته‌شده است.»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج زنجان، به بهانه سالروز درگذشت مفسر بزرگ قرآن مرحوم علامه طباطبایی، محمد صالح فرگاه در یادداشتی به نقش تاثیرگذار علامه طباطبایی در شکل گیری، تداوم و عمق بخشی بعد فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی پرداخته و شاگردان آن فیلسوف و عارف کم نظیر معاصر را به عنوان فرماندهان فرهنگی و فکری انقلاب معرفی کرده است. متن این یادداشت به این شرح است: همیشه نسبت به شخصیت علامه طباطبایی در قلبم احساس ارادتی توأم با عشق داشته‌ام. شاید شما هم اگر به چشمان نافذ علامه خیره شوید بخشی از گرمای این حس را در عمق وجودتان احساس کنید. چشمانی که در پشت آن اقیانوسی از علم، معرفت، تقوا و عرفان موج می‌زند.

علامه سید محمدحسین قاضی طباطبایی، برای ما نام ناآشنایی نیست. مفسری بی‌نظیر که قرآن را در فضای حوزه‌های علمیه از مهجوریت بیرون آورد و تفسیر ارزشمندش به تعبیر استاد شهید مطهری «بزرگ‌ترین تفسیری است که از صدر اسلام تاکنون برای قرآن کریم نوشته‌شده است.» فیلسوفی بزرگ که فصلی جدید را در فلسفه صدرایی گشود و احیاگر فلسفه اسلامی در دوره معاصر لقب گرفت؛ از شاگردان برجسته عارف کامل آیت‌الله سید علی قاضی و به تعبیر یکی از مراجع بزرگ معاصر، در علم و تقوا بی‌نظیر. در کنار همه این ویژگی‌های برجسته که هرکدامشان به‌تنهایی برای عظمت یک شخصیت کافی است، یک ویژگی ممتاز در شخصیت علامه طباطبایی وجود دارد که در کمتر عالمی یافت می‌شود و آن شاگرد پروری ایشان است. شاگردانی که در وجود هرکدامشان یک یا چند بعد از ابعاد شخصیتی علامه متجلی شده است. شاید تنها نام استاد شهید مرتضی مطهری به‌عنوان شاگرد شاخص علامه کافی باشد برای اینکه به بزرگی استاد پی ببریم.

در این میان یک نکته مهم درباره مکتب علامه وجود دارد که معمولاً از آن غفلت شده است. نقش محوری علامه و مکتب فکری ایشان در بسترسازی فرهنگی برای نهضت امام خمینی(ره) و شکل‌گیری و همچنین بقای انقلاب اسلامی، مسئله‌ای است که به‌ویژه در شاگردان ایشان بروز بیشتری دارد.

حلقه یاران علامه، که عمدتاً شاگردان و ارادتمندان شخصیت بی‌نظیر تاریخ حضرت امام خمینی بودند، نخستین هسته مرکزی را برای ایجاد یک نهضت فکری پویا گرد این عالم ربانی به وجود آوردند. بعد از رحلت مرجع عالی‌قدر جهان تشیع حضرت آیت‌الله بروجردی(ره) جلسات درس فلسفه‌ علامه مدتی تعطیل و تبدیل به بحث پیرامون حکومت اسلامی شد. علامه مقالاتی پیرامون حکومت اسلامی نوشتند و یادآوری کردند که حکومت اسلامی سیاستی توانا دارد و به مسئله «ولایت‌فقیه» اشاره ‌کردند. حضرت علامه زمانی صحبت از حکومت اسلامی و زعامت روحانیت می‌کرد که حتی تصور آن از مغزهای بسیاری از روشنفکران هم به دور بود. اهمیت این مباحث تا حدی است که آیت‌الله مصباح یزدی می‌فرماید اگر این مباحث طرح نمی‌شد، معلوم نبود امروز راجع به مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام چگونه می‌اندیشیدیم؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نهضتی که امام خمینی(ره) با الهام از مبانی اعتقادی اسلام به راه انداختند و در پی آن به دنبال سرنگونی رژیم طاغوت و برپایی حکومت اسلامی بودند، جوشیدن از عمق اعتقادات و قلب‌های مردم مسلمان بود. دأب همیشگی حضرت امام در مردمی بودن تحرکات ضد حکومتی و مخالفت ایشان با اقدامات مسلحانه گروهک‌ها و فعالیت‌های حزبی و روشنفکرانه در جریان انقلاب، گواهی بر این مدعاست. بدین ترتیب  مهم‌ترین کار برای به ثمر نشستن چنین نهضت مردمی‌ای تبیین ابعاد مختلف فکری، فرهنگی و سیاسی آن برای عموم مردم جامعه بود؛ کاری که در درجه اول خود حضرت امام به‌خوبی به انجامش اهتمام داشتند. دقت کنید به این نکته که ایشان تمام مواضع و سخنان تاریخی خود را به‌عنوان یک مرجع تقلید در سخنرانی‌های عمومی و بر روی منبر با مردم در میان می‌گذاشتند. اساساً جریان توزیع اعلامیه‌های ایشان در بین مردم به همین جهت است. تبیین انقلاب در میان مردم برای همراه کردن قلب‌ها و افکار آن‌ها با نهضت، مسئله‌ای است که نهضت‌های قبل از امام در آن دچار ضعف بودند و یکی از دلایل شکستشان نیز همین مسئله بود.

تبعید ۱۵ ساله امام خمینی(ره) از ایران و دوری ظاهری رهبر انقلاب از مردم انقلابی‌اش می‌توانست برگ برنده‌ای برای رژیم شاه و جریان استعمار باشد؛ اما آنچه در این سال‌ها نقشه استعمار و استبداد را نقش بر آب کرد، تداوم نهضت روشنگری و تبیین مبانی فکری و اعتقادی انقلاب و حتی طرح مباحث حکومت اسلامی و ساختارهای بسا انقلابی، توسط یاران حضرت امام بود. اینجاست که نقش حلقه شاگردان مکتب فکری علامه عیان می‌شود. عالمانی که هریک به‌تنهایی استوانه‌ای برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند.

یاران امام و شاگردان علامه طباطبایی در نقش فرماندهان فکری و فرهنگی جبهه انقلاب، وارد میدان مبارزه با طاغوت‌های سیاسی، فکری و فرهنگی شدند. نمی‌شود از تاریخ انقلاب سخن گفت اما از فردی چون شهید مطهری به‌عنوان علمدار مبارزه با طاغوت فرهنگی و التقاط فکری نام نبرد. نمی‌توان از اقدامات اساسی مبارزان نظام شاهنشاهی یادکرد اما از شهید بهشتی و آینده‌نگری او درباره تبیین ساختارهای حکومتی نظام اسلامی در سال‌های دهه چهل و ایجاد تشکل قوی حزب جمهوری اسلامی سخن نگفت؛ همین‌طور کارسازی و تربیت نیروی شهید قدوسی در مدرسه حقانی، امری غیرقابل‌انکار است.

نیروسازی علامه برای انقلاب تنها محدود به نیازهای قبل از پیروزی نبود. نقش پررنگ شاگردان مکتب علامه در نظام سازی و تدوین ساختارهای جمهوری اسلامی نیز به‌روشنی قابل‌رؤیت است.

در ادامه با شرح مختصری درباره برخی از شاگردان برجسته مکتب علامه، نقش آن‌ها را در تحکیم مبانی فکری، معرفتی، سیاسی و اخلاقی انقلاب و نظام اسلامی تبیین خواهیم کرد. 

 

آیت‌الله مرتضی مطهری؛ شهید مبارزه با انحراف

رفعت مقام شهید مطهری را باید از گریه حضرت امام پس از شهادت وی شناخت؛ عظمت فکر استاد شهید را باید از این تعبیر رهبر معظم انقلاب فهمید که آثار شهید مطهری مبانی فکری جمهوری اسلامی است. (نقل به مضمون). اوج نزدیکی روحی و فکری این شهید والامقام به استادش علامه طباطبایی را هم باید از تعابیر عاشقانه علامه در وصف شاگردش، پس از شهادت وی متوجه شد. در میان همه ویژگی‌های برجسته استاد مطهری مانند جامعیت علمی، عالم زمان خویش بودن، بیان ساده مطالب غامض، عمق فهم فلسفی و … مبارزه با انحرافات فکری و حساسیت بالای ایشان در برابر کوچک‌ترین انحراف از خط اصیل اسلام و انقلاب، بارزترین ویژگی شخصیتی این عالم مبارز است. ویژگی که درنهایت منجر به شهادت ایشان نیز گردید. مقابله علمی و فلسفی با مارکسیست‌ها و ایستادن در برابر انحرافات جریان دکتر شریعتی از نمونه‌های بارز مقابله با التقاط در شهید مطهری است. ایشان در عین فعالیت‌های عمیق فکری و فرهنگی از صحنه مبارزه و حضور سیاسی در عرصه نظام جمهوری اسلامی نیز غافل نبودند به‌طوری‌که حضرت امام ایشان را به‌عنوان رئیس شورای انقلاب انتخاب کردند. درباره این استاد شهید صدها کتاب گفتنی وجود دارد که مجال آن در اینجا نیست.

 

آیت‌الله دکتر محمد حسینی بهشتی؛ به‌مثابه یک ملت

یکی از شاخص‌ترین چهره‌های مؤثر چه پیش از انقلاب و پس‌ازآن، شاگرد جلسات بحث اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی ‌است. وی در آغاز دوران جوانی در جریان  کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سخنرانی تندی علیه رژیم پهلوی می‌نماید و بلافاصله به شهربانی احضار می‌شود و آنجاست که لزوم کادر سازی را درک کرده و دبیرستان دین‌ و ‌دانش را در قم تأسیس می‌نماید. او که در کنار تحصیلات حوزوی به درجه دکتری نیز نائل می‌شود، به دستور آیت‌الله بروجردی به مرکز اسلامی هامبورگ می‌رود و فعالیت تبلیغی دینی خود را در آنجا ادامه می‌دهد. در فروردین ۵۷ با سفر به اروپا و آمریکا در بسط تفکر انقلاب و هماهنگی‌های سیاسی، با مخالفان رژیم تلاش می‌نماید. عضویت شورای انقلاب،‌ اصلاح ساختار و قوانین قضایی، نقش تأثیرگذار در تهیه و تدوین قانون اساسی و تأسیس حزب جمهوری اسلامی که دبیری حزب به خود وی سپرده شد ازجمله فعالیت‌های اولیه و تأثیرگذار او پس از پیروزی انقلاب بود. روشنگری‌های شهید بهشتی سبب شد که پیکان تهاجم جریان نفاق به سرکردگی بنی‌صدر به‌سوی وی نشانه برود. هنوز یک هفته از رأی مجلس به عدم‌کفایت بنی‌صدر نگذشته بود که انفجار دفتر حزب جمهوری سبب شهادت این شهید مظلوم که به فرموده حضرت امام “به‌تنهایی یک ملت بود” شد.

 

آیت‌الله مصباح یزدی؛ پرکننده خلأ علامه طباطبایی و شهید مطهری

آیت‌الله‌ مصباح یزدی نیز که سی سال افتخار درک محضر علامه طباطبایی(ره) را داشته است، یکی از ممتازترین شاگردان علامه طباطبایی است تا جایی که ایشان در وصف شاگرد گران‌قدر خود فرموده‌اند: «مصباح در میان شاگردان من مانند انجیر در میان سایر میوه‌هاست. چراکه فکر او هیچ‌چیز زائد و دورریختنی ندارد».

اگر بتوان آیت‌الله شهید مطهری را به‌عنوان برجسته‌ترین شاگرد مکتب فکری علامه پیش از انقلاب نام برد، می‌توان از آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی به‌عنوان برجسته‌ترین شاگرد این مکتب در حال حاضر نام برد. متفکر و فیلسوف برجسته‌ای که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در وصف ایشان فرمودند: «اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت‌هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم‌القدر، خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر می‌کند.» 

گرچه از نقش علامه مصباح یزدی در مبارزات قبل از انقلاب کمتر سخن به میان آمده است و جا دارد در اینجا به فعالیت‌های سیاسی ایشان مانند انتشار نشریه انتقام، مبارزات ایشان با انحرافات مانند جریان شریعتی و همچنین فعالیت‌های فکری فرهنگی ایشان در راستای اهداف انقلاب مانند همکاری با شهید بهشتی در تدوین مباحث حکومت اسلامی و همکاری با شهید قدوسی در مدرسه حقانی اشاره شود اما به دلیل اهمیت نقش ایشان در دوره سی‌ساله پس از انقلاب، اشاراتی کوتاه در همین رابطه بیان خواهد شد.

شاید بتوان سه ویژگی اساسی برای فعالیت‌های علمی سیاسی آیت‌الله مصباح معرفی کرد. اولین ویژگی ایشان تلاش در جهت تبیین و تدوین مبانی فکری و فلسفی نظامات و ساختارهای حکومت اسلامی از راه تدوین فلسفه علوم انسانی و تولید علوم انسانی اسلامی است. در همین راستاست که ایشان ابتدا موسسه درراه حق و پس‌ازآن موسسه امام خمینی(ره) را راه‌اندازی کرده‌اند.

دومین ویژگی برجسته این عالم انقلابی، مبارزه با التقاط فکری، انحراف فرهنگی و نفاق سیاسی است. زمانی که تهاجم فکری و فرهنگی دشمن در سال‌های پس از ۷۶ به اوج خود رسیده بود، مجاهدت‌های مخلصانه حضرت آیت‌الله مصباح که حتی از آبروی خود برای دفاع از ارزش‌ها و مبانی اعتقادی ملت مسلمان ایران گذشت، فراموش ناشدنی است. همچنین نقش عمار گونه ایشان در فتنه ۸۸ و روشنگری در غائله جریان انحراف از دیگر نمونه‌های مبارزات فکری این دانشمند برجسته است.

اما سومین ویژگی که می‌توان برای آیت‌الله مصباح برشمرد، تلاش برای کانال‌کشی فکری میان توده مردم و جوانان در جهت نشر افکار و عقاید ناب اسلامی و انقلابی است. یکی از نمونه‌های بارز این تلاش، راه‌اندازی اردوهای طرح ولایت و ارتباطات گسترده ایشان و شاگردانشان با جوانان است. همین تلاش آیت‌الله مصباح برای نشر افکار انقلابی در میان مردم و جوانان موجب شد تا امروز جریان فکری و فرهنگی‌ای با کمک مجموعه شاگردان و همفکران ایشان در کشور ایجاد شود که مبنای فکری بسیاری از گروه‌های فرهنگی خودجوش مردمی و جوانان مؤمن انقلابی را تشکیل می‌دهد.

 

آیت‌الله جوادی آملی؛ برجسته‌ترین فیلسوف حال حاضر شیعه و صاحب بزرگ‌ترین تفسیر شیعه

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی دیگر شاگرد علامه است که همچنان ابداعات علمی نابی در جهت تعمیق مبانی اسلام و انقلاب، ارائه می‌دهد. اهمیت تلاش ایشان در جهت تبیین معرفت‌شناسی اسلامی، زمانی روشن شد که بحث‌های مستدل و متین علمی ایشان، به‌خوبی از عهده پاسخگویی به شبهات معرفت‌شناسانه‌ای که در دهه هفتاد علیه اسلام و قرآن در کشور مطرح شد، برآمد. این ملّای برجسته که به تعبیر آیت‌الله مصباح، بزرگ‌ترین فیلسوف حال حاضر شیعه است، با ارائه نظریه علم دینی خود گام بلندی در جهت تولید علم و فکر که از مطالبات جدی رهبر انقلاب از حوزه‌های علمیه به شمار می‌رود، برداشته است . تفسیر تسنیم ایشان  که به تعبیر خود آیت‌الله جوادی، المیزان فارسی است، هرچند به لحاظ روش‌شناسی و مکتب فکری، ادامه المیزان است اما نوآوری‌ها، ابداعات و ابتکارات برجسته‌ای در خود دارد که مسلماً در آینده، ارزش آن بیش از امروز روشن خواهد شد.

 

آیت‌الله سید مصطفی خمینی؛ امید آینده اسلام

پسر ارشد امام که به فرمایش مقام معظم رهبری، خمینی آینده ایران بود و نبوغ پدر را به ارث برده بود، در ۲۷ سالگی توانست به سطح اجتهاد دست یابد. او شرح اسفار را نزد علامه طباطبایی خوانده بود و مبارزات سیاسی را از سال ۴۱ آغاز نمود و ارتباط نزدیکی با سید مجتبی نواب صفوی در جمعیت فدائیان اسلام داشت. اولین بار در سال ۴۲ دستگیر شد و تنها ۵ روز از آزادی، به ترکیه و سپس به عراق تبعید شد و با اوج‌گیری نهضت آزادی‌بخش فلسطین تلاش گسترده‌ای برای حمایت و جذب روحانیون خارجی به این نهضت داشت تا آنجا که پس از تهدیدهای مکرر سران عراق و ایران در سن ۴۷ سالگی به‌طور مشکوکی به رحمت خدا رفت و حضرت امام در وصف او که مانند دیگر شاگردان علامه فعال سیاسی و نخبه حوزوی بود گفت: «من مصطفی را برای آینده اسلام می‌خواستم».

 

شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح؛ سمبل وحدت حوزه و دانشگاه

در دورانی که با تبلیغات گسترده استعمارگران، تحصیلات دانشگاهی ازنظر برخی علما نامطلوب و کفرآمیز توصیف می‌شد، آیت‌الله مفتح که از مدرسین حوزه علمیه بود با تشویق استاد فلسفه خود، علامه طباطبایی وارد دانشگاه شد و به تحصیل علوم جدید پرداخت و موفق به اخذ درجه دکتری فلسفه گردید. او که با ادبیات دو قشر مهم دانشجو و طلبه به‌خوبی آشنا بود طی سفرهای متعدد به شهرهای مختلف ایران در جلسات چند هزارنفری به تدریس و تبلیغ می‌پرداخت و در لابه‌لای آن علیه حکومت پهلوی سخنرانی می‌نمود تا جایی که وی را به زاهدان تبعید کردند. وی پس از آزادی، در دانشگاه تهران همگام با شهید مطهری به تدریس پرداخت و با تعطیلی حسینیه ارشاد در مسجد جاوید ریاست گروه انقلابی‌ای را بر عهده گرفت که با تدریس کلاس‌های مختلف، جوانان را به مسجد جذب می‌نمود و در سال ۵۴ توسط رژیم، این مسجد تعطیل شد و مفتح به زندان افتاد. سرانجام این سمبل وحدت حوزه و دانشگاه، توسط گروه فرقان در روز ۲۷ آذر ۵۸ به شهادت رسید و به دلیل ارتباط برجسته‌ این حوزوی آشنا به علوم جدید با دانشگاه‌ها روز شهادت ایشان، روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گرفت.

 

شهید دکتر محمدجواد باهنر؛  شخصیتی که ناشناخته ماند

شاگرد درس تفسیر قرآن و شرح اسفار علامه طباطبایی که شش سال توفیق حضور در این کلاس را داشت، روحانی ۲۵ ساله‌ای بود که علیه به رسمیت شناختن اسرائیل توسط دولت ایران سخنرانی تندی کرد و بازداشت شد. (یک سال از ماجرای فیضیه نگذشته بود که در سخنرانی علیه این اقدام رژیم مجدداً به زندان افتاد).

وی در کنار آیت‌الله شهید بهشتی در وزارت آموزش‌وپرورش مشغول به کار گردید که با توصیه علامه، مسئولیت برنامه‌ریزی دروس و تألیف کتب تعلیمات دینی و درس‌هایی از قرآن را پذیرفت و با ورود به مباحث عدالت‌خواهانه و ضد ظلم و ستم، در شکل‌گیری زمینه‌های فکری ضد استبدادی دانش‌آموزان دوره‌های راهنمایی و دبیرستان نقش ویژه‌ای داشت. شهید باهنر پیش از سال ۵۰ که از ایراد سخنرانی منع شد در انجمن‌ اسلامی مهندسین و پزشکان و جمع معلمین و مربیان در مسجد هدایت و الجواد و حسینیه ارشاد مواضع انقلابیون را تبیین می‌کرد.

ایشان پس از شهادت آیت‌الله بهشتی، دبیر کل حزب جمهوری شده بود به‌عنوان نخست‌وزیر شهید رجایی منصوب گردید و در انفجار دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور ۶۰ به شهادت رسید. رهبر معظم انقلاب در توصیف این شهید گران‌قدر می‌فرمایند که وی ازجمله افرادی است که شخصیتش ناشناخته باقی‌مانده است.

 

آیت‌الله شهید علی قدوسی؛ صدقه جاریه

شهید قدوسی پس از سال‌ها تلمذ نزد حضرت علامه موردتوجه استاد خود قرار می‌گیرد و استاد او را به دامادی می‌پذیرد. شاگرد برجسته علامه طباطبایی که اصول فلسفه و روش رئالیسم را در محضر استاد فراگرفته بود مشی علامه را در تربیت شاگردان انقلابی با تأسیس مدرسه حقانی در سال ۴۲ ادامه داد. این مدرسه که با همیاری دیگر شاگردان علامه نظیر آیت‌الله مصباح و شهید بهشتی شکل‌گرفته بود، تنها یک حرکت صرف علمی نبود، بلکه ثمرات گسترده سیاسی داشت که نتایج آن بعد از قیام ۱۵ خرداد و تبعید امام خمینی(ره) نمایان شد.

این شهید بزرگوار توسط حکمی از جانب رهبر کبیر انقلاب به دادستانی کل انقلاب اسلامی تعیین شد که با مشورت شهید بهشتی، تصمیم به اخراج نیروهای نفوذی منافقین از دادستانی و دیگر ارگان‌‌های دولتی گرفت و درنهایت درحالی‌که به بررسی پرونده عاملان ترور شهیدان رجایی و باهنر مشغول بود، به‌وسیله انفجار بمب در ساختمان دادستانی در ۱۴ شهریور ۶۰ به شهادت رسید.

 

علامه حسن‌زاده آملی؛ ذوالفنون حوزه‌ها

مجتهد، ‌استاد حوزه، استاد نجوم، استاد فلسفه و ریاضی‌دان؛ عناوینی است که این استاد بزرگوار را  به “ذوالفنون” ملقب نموده است. ایشان که ۱۷ سال توفیق شاگردی علامه طباطبایی را داشته‌اند، در هنگام نام بردن از اساتید خویش بسیار خاضعانه و با تجلیل فراوان به این امر می‌پردازند. تعابیر ایشان در مورد حضرت آقا نیز ویژه و شنیدنی است. ایشان درحالی‌که دوزانو در برابر آقا نشسته بودند، ایشان را مولا خطاب می‌کنند که با ناراحتی و نهی آقا همراه می‌شود. علامه پاسخ می‌دهد که اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم؛ و درجایی دیگر می‌گویند گوشتان به دهان رهبر باشد که ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن است.

 

امام موسی صدر، مسیح لبنان

سید موسی صدر نیز از شاگردان علامه طباطبایی محسوب می‌شود. وی به توصیه اساتید خود و وصیت شرف‌الدین رهبر شیعیان لبنان، جانشینی او را می‌پذیرد. امام موسی صدر پس از دستگیری امام خمینی(ره) در سال ۴۲ راهی واتیکان و مصر می‌شود تا برای آزادسازی امام، شاه را تحت‌فشار قرار دهد و تا آزادی امام سفر او ادامه پیدا می‌کند. رهبر شیعیان لبنان با اعزام جوانان به مصر جهت آموزش دوره‌های نظامی هسته‌ اولیه مقاومت لبنان را شکل داد. ایشان که توسط مسیحیان این کشور لقب مسیح لبنان گرفته بود، در سال ۴۸ مجلس اعلای شیعیان لبنان را به‌عنوان اولین گام برنامه بلندمدت خود تشکیل داد. او در سال ۵۷ ، “لوسین ژورژ” نماینده “روزنامه لوموند” در بیروت را به نجف فرستاد تا با اولین مصاحبه بین‌المللی امام خمینی، افکار عمومی جهان با حرکت عظیم امام آشنا شود.

امام موسی صدر در آخرین مرحله سفر دوره‌ای خود به کشورهای عربی، به دعوت رسمی معمر قذافی وارد لیبی شد و در ۹ شهریور ۵۷ ربوده و مفقود شد ولی در حال حاضر پس از سقوط قذافی، بازگشت وی همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

 

مرحوم آیت‌الله عزیز الله خوشوقت؛ درّ پنهان علامه

مرحوم آیت‌الله عزیز الله خوشوقت که به گفته حجت‌الاسلام صدیقی اولین شاگرد علامه طباطبایی، هم به لحاظ تقدم زمانی و هم به لحاظ رتبه اخلاقی است، حکمت و فلسفه را نزد علامه طباطبایی نیز آموخته است و به اصرار ایشان جلسه خصوصی درس اخلاق عملی علامه با حضور تعداد معدودی از شاگردان شکل می‌گیرد. این عالم بزرگوار پس از احراز مقام اجتهاد از قم به تهران عزیمت نمود تا با برگزاری جلسات صمیمی پرسش و پاسخ در تربیت نفوس و پرورش فکری جوانان مشتاق به بهره‌مندی از کلام یک اسلام‌شناس مبرّز همت گمارد. شاگرد اخلاق علامه طباطبایی پس از بازگشت به تهران با اصرار فراوان شهید آیت‌الله قدوسی مواجه می‌شود که خواستار بازگشت وی به قم و برپایی کرسی درس اخلاق بود. صحبت‌های رودرروی ایشان با مراجعه‌کنندگان بعد از نماز ظهر و عصر در مسجد امام حسن مجتبی تهران با توجه به کهولت سنشان، عنایت این عالم گران‌قدر را برای ارتباط با عموم مردم و جوانان روشن می‌سازد. از سویی دیگر شناخت کم‌نظیر این عالم انقلابی از اشخاص و جریانات سیاسی تاریخ معاصر و بصیرت بالا، ایشان را به مشاوری امین برای کارشناسان سیاسی و فرهنگی کشور تبدیل کرده بود.

ابعاد شخصیت برجسته عرفانی و اخلاقی وی همچنان مکتوم و ناشناخته است و شناخت ما محدود به گفته‌های برخی بزرگان علم و اخلاق است که با ایشان ارتباط داشته‌اند. برخی از این ابعاد با دقت در پیام رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت ایشان و سخنانشان در منزل این عارف واصل قابل‌فهم است: «با تأسف و اندوه فراوان خبر رحلت عالم ربانی، سالک الی الله و عارف بالله مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت رضوان‌الله علیه را دریافت کردم. عمری بابرکت، سرشار از معنویت و تهذیب، و گام‌های پیوسته در سلوک الی الله، همراه با مجاهدتی کم‌نظیر در تربیت نفوس مستعد و دل‌های مشتاق، خلاصه‌ای از زندگینامه‌ی این روحانی مهذّب و این معلّم اخلاق و معرفت است. بی‌شک فقدان این شخصیت ممتاز، برای آشنایانِ رتبه‌ی معنوی آن بزرگوار مصیبتی اندوه‌بار و برای شاگردان و مستفیدان محضر پرفیض او ثلمه ئی بزرگ است.»

«ایشان که خب یک‌عمر طولانی بابرکتی را گذراندند، و همه‌اش هم درراه خدا، همه‌اش برای خدا؛ زندگی پاکیزه، نورانی. از اول جوانی، ایشان در همین راه توحید و راه معرفت و راه سلوک بودند. تا آخر این عمر طولانی، ایشان در این راه ظاهراً لحظه‌ای توقف نکردند و پیش رفتند. خب خدای متعال هم ان‌شاءالله عملش با ایشان عمل بندگان صالح خواهد بود، عمل اولیاء خواهد بود ان‌شاءالله. گفت: پس عزا بر خود کنید ای خفتگان!

امیدواریم ان‌شاءالله برکات آقای خوشوقت منقطع نشود از ماها، از شما جوان‌ها، و برکات ایشان استمرار داشته باشد. بعد از رها شدن از قید مادی و مادیت، ارواح بندگان خوب خدا توانایی‌های بیشتری دارند؛ دعا می‌کنند، دستگیری می‌کنند، هدایت می‌کنند. رابطه را بتوانیم با این‌ها حفظ کنیم و نگه بداریم به نفعمان است، بتوانیم رابطه‌مان را با این‌ها حفظ کنیم، منتفع بشویم از دعایشان، از توجهاتشان، از برکاتشان ان‌شاءالله. خدا ان‌شاءالله درجات ایشان را عالی کند، و جایشان هم خیلی خالی است در این اتاق.»

 

مرحوم آیت‌الله علی سعادت پرور (پهلوانی تهرانی)؛ مشاهدات توحیدی در درس علامه

مرحوم آیت‌الله سعادت پرور که شاگرد شرح اسفار علامه طباطبایی بود، در سال ۳۱ در سلک شاگردان اخلاقی عرفانی علامه قرار گرفت. ایشان نقل می‌کنند که علامه در جلسات درس از شاگردان می‌خواستند که درس جلسه قبل را بازگو کنند و سپس به تدریس بعدی می‌پرداختند. همچنین اذعان داشته‌اند که پس از شرکت در این جلسات، حالات و مشاهدات خاصی برایشان در مسائل توحیدی پدید آمد. آیت‌الله سعادت پرور می‌فرمودند که زندگی من دو رکن داشت؛ علامه طباطبایی و امام خمینی که هر دو را از دست دادم. ایشان در ۵ آذر ۸۳ در اثر بیماری قلبی که شروع آن نیز از رحلت حضرت امام بوده است، دعوت حق را لبیک گفتند. شخصیت‌هایی مثل حجت‌الاسلام آقا تهرانی و حجت‌الاسلام پناهیان از محضر این استاد اخلاق بهره برده‌اند.

منبع خبر :: مطالعه متن کامل

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close