صفحه اصلی | خانه و خانواده | عبد اللّه و عبد الرحمان غِفاری
ایران سرامیک | ساخت استخر سونا جکوزی

عبد اللّه و عبد الرحمان غِفاری

به گزارش سایت زنجانت :

در نام این دو، اختلافی نیست؛ امّا در نسب آنها اختلاف است. نام آنها به صورت های:

عبد اللّه و عبد الرحمان، فرزندان عَزره غِفاری، عبد اللّه و عبد الرحمان، فرزندان قیس بن ابی غَرزة، عبد اللّه و عبد الرحمان، فرزندان قیس بن ابی عُروه، و عبدالرحمان و عبداللّه، فرزندان عُروه، و عبداللّه و عبد الرحمان غِفاری، فرزندان عُروه حَراق، آمده است.

آن دو، از یاران امام حسین علیه السلام بودند که در شرایط سخت نبرد و هجوم همه جانبه دشمن، نزد امام علیه السلام آمدند و گفتند: ای ابا عبد اللّه! سلام بر تو باد! دشمن، ما را به تو چسبانده [و حلقه محاصره را تنگ کرده] است. ما دوست داریم که پیشِ رویت، کشته شویم و از تو محافظت و دفاع کنیم. امام علیه السلام فرمود: «آفرین بر شما! نزدیک من بیایید».

آن دو، به امام علیه السلام نزدیک شدند و به نبرد پرداختند.

از یکی از این دو برادر، رَجَزی نقل شده است.

در مقتل الحسین خوارزمی،[۱] جریان رفتن این دو به میدان، همانند نقل طبری[۲] در باره برادران جابری است.

نام این دو، در زیارت های «ناحیه» و «رجبیه»، این چنین آمده است:

سلام بر عبد اللّه و عبد الرحمان، غِفاری دو پسر عروة بن حَراق غِفاری!

ابن اعثَم، خوارزمی و ابن شهرآشوب، قُرّة بن ابی قُرّه غِفاری را از شهدای کربلا شمرده و رَجَزی هم از او نقل کرده اند. این رَجَز، شبیه رَجَزی است که از دو جوان غِفاری نقل شده است. لذا احتمال یکی بودن آنها، وجود دارد.[۳]

در الفتوح می خوانیم: آن گاه، پس از یحیی بن سُلَیم مازِنی، قُرّة بن ابی قرّه غِفاری به میدان آمد، در حالی که می سرود:

 فرزندان بنی غِفار و بنی خِندِف و نیز بنی نِزار، بی گمان می دانند

 که من در گَرد و غبارها، شیرم و گروه تبهکاران را [با شمشیر] می زنم؛

 با تمام شمشیر بُرنده زدنی و کشتنی در دفاع از نیکوزادگان؛

 آنان که از خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله و سَروران نیکوکارند.

آن گاه، حمله بُرد و جنگید تا کشته شد.

تاریخ الطبری به نقل از محمّد بن قیس: هنگامی که یاران حسین علیه السلام دیدند که در برابر سیل جمعیت [دشمن]، مغلوب می شوند و دیگر نمی توانند نه حسین علیه السلام و نه خود را نگاه دارند، برای شهادت در پیشِ روی حسین علیه السلام، به رقابت پرداختند. عبد اللّه و عبد الرحمان غِفاری، دو پسر عَزره، نزد حسین علیه السلام آمدند و گفتند: ای ابا عبد اللّه! سلام بر تو باد! دشمن، ما را به تو چسبانده [و حلقه محاصره را تنگ کرده] است. ما دوست داریم که پیشِ رویت، کشته شویم و از تو محافظت کرده، دفاع کنیم.

حسین علیه السلام فرمود: «آفرین بر شما! نزدیک من بیایید».

آن دو، به حسین علیه السلام نزدیک شدند و به نبرد پرداختند. یکی از آن دو برادر می خواند:

فرزندان بنی غِفار و بنی خِندِف و نیز بنی نَزار، بی گمان می دانند

 که ما گروه تبهکاران را می زنیم با هر شمشیر شکافنده تیزِ بُرّان.

 ای قوم من! از فرزندان آزاده، دفاع کنید با شمشیر مَشرَفی و نیزه جُنبان.

مثیر الأحزان: عبد اللّه و عبد الرحمان غِفاری، پیش آمدند و یکی از آن دو می گفت:

 بنی غِفار و بنی خِندف و نیز بنی نَزار، بی گمان می دانند

 که ما گروه تبهکاران را می زنیم با شمشیر مَشرَفی و نیزه تیز جُنبان.

سپس جنگیدند تا کشته شدند. رحمت خدا بر آن دو باد!

مقتل الحسین علیه السلام، خوارزمی: سپس عبد الرحمان بن عُروه، به میدان آمد و آغاز به خواندن این رَجَز کرد:

 بنی غِفار و بنی خِندِف و نیز بنی نَزار، بی گمان می دانند

 که ما گروه بدکاران را می زنیم با شمشیر مَشرَفی تیز و بُرّان

سپس جنگید تا کشته شد.

پی نوشت ها

[۱] حقّق کتاب تسلیة المجالس، متن اصلی کتاب را که مشابه عبارت طبری بوده، تغییر داده و آن را شبیه متن خوارزمی کرده است!

[۲] ر. ک: ص ۲۱۹ (جابریان).

[۳] بعضی، او را همان عثمان بن فَروه غِفاری دانسته اند؛ همو که در «زیارت رجبیه» نیز از او یاد شده است. امّا برخی دیگر، او را جداگانه ذکر کرده اند.

منبع خبر :: مطالعه متن کامل

زنجان مس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *