صفحه اصلی | خانه و خانواده | عفو و گذشت پیامبر صلی الله علیه و آله

عفو و گذشت پیامبر صلی الله علیه و آله

به گزارش سایت زنجانت :

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱/۲۳


منبع : محمدی اشتهاردی، محمد؛ داستانها و پندها، ج ۲

عبدالله بن عباس می گوید:

هنگامی که پیغمبر صلی الله علیه و آله به جنگ محارب و بنی انمار می رفت در محلی فرود آمد، سپاه مسلمین نیز همان جا به دستور آن جناب توقف کردند.

از لشگر دشمن هیچکس دیده نمی شد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله برای قضای حاجت دور از لشکریان به گوشه ای رفت. در همان حال باران شروع به آمدن کرد. وقتی که آن جناب اراده بازگشت نمود، رود شدیدی جریان یافت و سیل جاری گردید. این پیش آمد راه برگشت را برایشان بست و بین آن جناب و لشگر فاصله افتاد. تا توقف سیل تنها بدون وسیله ی دفاعی در پای درختی نشست در این هنگام حویرث بن الحارث محاربی ایشان را مشاهده نمود به یاران خود گفت: این مرد محمد است که از پیروانش دور افتاده، خدا مرا بکشد اگر او را نکشم.

به طرف آن حضرت روی آورد؛ همین که نزدیک ایشان رسید شمشیر کشید و حمله کرد، گفت: چه کسی می تواند تو را از دست من نجات دهد؟ فرمود: خداوند؛ در زیر لب به این دعا زمزمه نمود «الله اکفنی شر حویرث بن الحارث بما شئت» خدایا مرا از شر این دشمن به هر طریقی که می خواهی برهان.

همین که خواست شمشیر فرود آورد، فرشته ای بال بر کتف او زد به زمین افتاد. شمشیر از دستش رها شد، حضرت آن را برداشته فرمود: اینک چه کسی تو را از دست من رهایی می بخشد؟ عرض کرد: هیچ کس. فرمود: ایمان بیاور تا شمشیرت را بدهم. گفت: ایمان نمی آورم ولی پیمان می بندم که با تو و پیروانت جنگ نکنم و کسی را علیه تو کمک ننمایم. شمشیر را به او داد. همین که سلاحش را گرفت گفت: به خدا سوگند تو از من بهتری. فرمود: من باید از تو بهتر باشم.

حویرث به طرف یاران خود برگشت؛ پرسیدند: چه شد که شمشیر کشیدی و ظفر نیافتی؟ و از چه رو افتادی با اینکه کسی ترا نیانداخت؟ گفت: همین که شمشیر کشیدم مثل اینکه کسی بر کتف من زد، بر زمین خوردم شمشیر از دستم افتاد. محمد صلی الله علیه و آله آن را برداشت. اگر می خواست مرا بکشد می توانست ولی نکشت؛ به من گفت: اسلام بیاور قبول نکردم. اما پیمان بستم با او نیز جنگ نکنم و کسی را علیه او نشورانم.

کم کم رود ساکن شد، پیغمبر صلی الله علیه و آله به لشکرگاه بازگشت پیروان خود را از این جریان اطلاع داد.[۱]

پی نوشت

[۱] تفسير ابوالفتوح در سوه نساء

منبع خبر :: مطالعه متن کامل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *