زنجان شناسی

نشریه ترکی زبان اذر زنجان

نشریه
اذر زنجان، ارگان رسمی کمیته محلی خمسه


 

 

فرج
الله داودی

 



 

 

با
نگاهی به تاریخچه شکل‌گیری مطبوعات در استان خمسه زنجان، قدمت انتشار ان دارای
تاریخی هشتاد ودو ساله می باشد که از اسفند ۱۳۰۹ شروع و تا به امروز کماکان ادامه
یافته است. دراین عرصه و عرضه یادگار و ماندگار، روزنامه نگاران و تلاشگران
مطبوعاتی زیادی با وجود فضای خفقان وسرکوب درگذشته تاریخ ، از خود همت وتلاش نشان
داده ودرکناراصابت انواع انگ ها و رنگ ها وتحمل توهینها وبازداشتها و گاهن
نوازشهای فیزیکی، با به حرکت دراوردن چرخ مطبوعات خوراک فکری علاقمندان به تاریخ و
فرهنگ را بدون هرگونه چشمداشتی مهیا نموده اند. باگریزی به این تاریخ پرفراز و
نشیب هشتاد ودو ساله ، سایه روشن‌های بسیاری می توان مشاهده کرد ودراین اثنا نشریه
اذر زنجان، ازاین قاعده مستثنی نبوده وبا وجود درج مطالب مرتبط با این نشریه در
رسانه های مختلف، رازهای سر به مهری در ساختار و انتشاراولیه ان وجودداشته است  …. 



پس از گذشت حدود ده سال از تعطیلی اولین
روزنامه  «پروین خمسه» (۱) هیچ نامی در
تاریخ روزنامه نگاری زنجان به چشم نمی خورد تا اینکه دهم بهمن ۱۳۲۴، اندکی پس از
برافراشته شدن علم  دولت خودگردان محلی
ازسوی فرقه دمکرات در آذربایجان و زنجان، جریده ای به نام « آذر» ارگان فکری و
عقیدتی فرقه دمکرات اذربایجان (کمیته ولایتی خمسه) و به صاحب امتیازی و مدیریت
منوچهر سعید وزیری (۲) با نام مستعار (م . س . همشهری) که مدتی نیز در زندان فرقه
دمکرات به سربرده بود، نامش را در تاریخ مطبوعات این شهر به عنوان دومین نشریه
استان زنجان ثبت می کند . این هفته نامه که بدون مجوز رسمی ازدولت مرکزی و با روش
سیاسی و خبری منتشر می شده به عنوان اولین و تنها نشریه در طول تاریخ مطبوعات محلی
زنجان شناخته می شود که به طور کامل به زبان تمام ترکی اذری و با گویش قفقازی!!
منتشر می گردیده است. قیمت ان یک ریال بوده و روز های یکشنبه و دوشنبه انتشار می
یافته است.

 

…..با
خروج گروه ذوالفقاری (۳) از شهرزنجان، حوالی ۱۰ اذر بود که شهر تقریبا با کمترین
زد و خورد و تلفات به دست فرقه چی ها افتاد.  به دنبال تسلط فرقه دمکرات بر کلیه ی امور خمسه
زنجان، در ۲۲ اذر ۱۳۲۴ و به دنبال تشکیل دولت خود مختار به نخست وزیری پیشه وری (۴)
و طی تصمیم متخذه از سوی معماران فرقه دمکرات، دکتر جهانشاهلو (۵) مسئول کمیته
ایالتی حزب توده و صدر و گرداننده اصلی فرقه دمکرات زنجان به عنوان معاون پیشه وری
درحکومت خود مختاریت اذربایجان انتخاب می شود تادراینده نزیک و پس ازسامان بخشی به
ولایت خمسه، جهت فعالیت درعالا(الا) قاپوی تبریز(مرکز استانداری) ورتق وفتق
امورحکومتی… رهسپار ان شهرشود. وبه جای ایشان غلام
یحیی دانشیان (۶)درراس کمیته زنجان قرارگیرد.

جلسه
ی رهبران فرقه دمکرات در تبریز ۱۳۲۵ – 
نفروسط



پیشه
وری و  دکتر جهانشاهلو نفر چهارم از سمت چپ



منوچهر خان سعید وزیری فرزند علینقی خان
سعید وزیری (۷) از خان زاده های زنجانی که به نوشته خودش درعالم خیال می خواست
تولستوی(۸)ایرانی شود و فرقیون را حتی در حد ماکسیم گورگی(۹) که به دست استالین از
صحنه انقلاب بلشویک حذف شد نمی دانست!!! بعد از مدتی زندگی مخفی که به توصیه ی علی
اکبر چوزکی(۱۰) از زعمای حزب توده زنجان صورت گرفته بود ،  یک روز در راه رفتن به خانه و مطب دکتر باقر
خان هنرمند (۱۱)تنها پزشک برجای مانده از وزارت بهداری تهران بعد از قیام فرقه
دمکرات که منزلش روبروی پادگان سربازان شوروی در خیابان شمالی شهرزنجان (۱۲) قرار
داشت از سوی معاون باش وزیر و رهبر کمیته ایالتی حزب توده و صدر فرقه دمکرات زنجان
یعنی دکتر جهانشاهلو و محافظ شخصی وی(فیض الله) در یک روز سرد زمستانی بازداشت شده
و با ماشین شورولت غنیمتی ازخانهای فراری زنجان به مرکز حکومت  محلی ( فرماندارلیق – فرمانداری)هدایت می
شود… 

دکتر جهانشاهلو



بعدن اشکارگردید که جهانشاهلو بلافاصله
بعد از بازداشت محترمانه سعید وزیری و صحبت با وی به عنوان یک روشنفکرمحلی درخصوص مسئولیتش
درقبال جنبش ملی اذربایجان وتوجیه زندانی نمودن وی ، خود عازم شهرتبریز گردیده تاعلاوه بر ایفای نقش
معاونت دولت محلی اذربایجان، مقدمات
تاسیس دانشگاه تبریز (۱۳)را هم فراهم نماید.

 

…… سعید وزیری با اتوبوس علی قارداش وبه
همراه یک افسر شوروی و افسران توده ای اذر (۱۴)، نظری (۱۵) ، مرتضوی(۱۶) که گویا
از یک ماموریت در زنجان برگشته و به تبریز می رفتند اززنجان خارج شده و بعد از یک
شب مهمانی درشهر میانه و استراحت در بالا خانه محمد علی رامتین (۱۷) رئیس فدائیان
فرقه دمکرات میانه،  وارد شهر تبریز شده
ودر گراند هتل سکنی داده می شود……با حسین اوف معاون سردبیر روزنامه کمونیست
باکو (اورگان کمیته حزب بلشویک جمهوری اذربایجان شوروی) دیدار و از سوی وی جهت
دادن تعهد مبنی بر این که با حکومت فرقه مخالفتی نداشته و با کمال صمیمیت حاضر به
اداره روزنامه اذر اورگان فرقه در زنجان هستم زیر فشار قرار می گیرد…… سعید
وزیری در خاطراتش (جستجودرگذشته) اشارتی دارد که : “من مخالفت کرده و گفتم
خودم به حضور باش وزیر لیک نخست وزیری (پیشه وری) امده و حرف خواهم زد……. صبح
رهسپار محل حکومت (باش وزیر لیق) شدم و با پیشه وری دیدار کردم …… پیشه وری
گفت : فرقه در نظر دارد که روزنامه اش را در زنجان به وسیله ی تو که روشن فکر
همشهریانت هستی اداره کند ،  دکتر
جهانشاهلو پیشنهاد این کاررا به من داده است و من هم استقبال کردم…… و در ضمن
به من (وزیری) تفهیم شد که این کار خواهی نخواهی باید انجام گیرد!!! و معلوم شد
قبلا هم چند شماره ی روزنامه اذر با ذکر نام من (وزیری) به عنوان مسئول و سر دبیر
در شهر تبریز که به زنجان هم نرسیده بود چاپ کرده اند!! که من هیچ وقت انها را
ندیدم. پیشه وری می خواست با طرح این مطلب به من بفهماند که خواهی یا نخواهی من چه
موافق یا مخالف باشم ان کار انجام گرفته و باید هم ادامه یابد……” 

 

م.س.وزیری
حالا روزنومه چی شهرزادگاه خود (زنجان دموقرات فیرقه سی روزنامه سینین رداقتوری ،
باش کاتیبی) یعنی مدیر و سر دبیر روزنامه فرقه دمکرات زنجان شده بود…… 



اگرچه شاید به صراحت نتوان جناب «منوچهر
سعید وزیری»، مدیر هفته نامه آذر زنجان را در ردیف برخی از اعضای تندرو و جدایی
طلب دمکراتها قرار داد… او که با معرفی جهانشاهلو به تبریز اعزام شده بود و لاجرم
مدیریت نشریه اذر برعهده اش گذاشته می شود در خاطرات خود نگارش ادامه می دهدکه: “من
نه به مدیریت روزنامه و یا سر دبیری یک روزنامه احاطه و تسلط داشتم و نه به زبان
ترکی – ان هم زبان مورد نظر حکومت گران قفقازی – حتی یک بار هم و یک خط هم ننوشته
بودم! مقالات و مطالب روزنامه را کسانی که به ان زبان ، در بادکوبه و شهر های
اذربایجان شوروی تحصیل کرده بودند می نوشتند، و عملا مدیر و سردبیر ان روزنامه ،
افسر سیاسی روس ها در زنجان بود که به نام باقر اوف(۱۸) شناخته می شد. افسر جوان و
با ذوقی بود ، که تحصیلات خوبی در رشته ادبی در زبان های روسی و اذربایجانی و علوم
سیاسی داشت ، گویا از بستگان میر جعفر باقر اف (۱۹)رئیس جمهور اذربایجان قفقاز بود
، و قطعا عضو سازمانهای سیاسی شوروی از قبیل  N.K.V.Dو
یا K.G.B بود، توانسته بود با سمت سیاسی (کامینداتور) فرماندار! از طرف
روسها در زنجان حکمرانی کند. نقش اساسی که نه به عهده من گذاشته شده ، بلکه در
واقع برخلاف میل و توانایی من به من تحمیل شده بود، این بود که نام من به عنوان یک
فرد محلی به اصطلاح روشنفکر در روزنامه ثبت شود تا نتوان ان را با شهر زنجان و
مردم ان بیگانه تلقی کرد!! و هر کس که در انجا چیزی می نوشت ان را کاپیتان نصرت
باقر اوف از نظر سیاسی و انشایی و املایی تصحیح میکرد! چاپخانه متعلق به شخصی بود
موسوم به حاجی شیشه چیان (۲۰) که هر هفته یک شماره روزنامه فرقه را چاپ می کرد و
هزینه ان را امور مالی حزب می پرداخت. ولی بعد از سقوط حکومت فرقه دمکرات و تغییر
اوضاع، در اشعار هجویه ای که علیه فرقه چی ها در زنجان ساخته شده بود ، برای تکمیل
قافیه ی شعر ، نام مرا به عنوان غاصب چاپخانه اورده بودند که بسیار شعر لطیف و
جالبی بود… و در همین جا باید ذکر خیری از حاجی شیشه چیان بکنم که مرد خوبی بود.” 

حاج علی اکبر شیشه چیان



پشت پرده و در واقع نیمه پنهان
انتخاب شدن سعید وزیری به عنوان مسئول  اول
نشریه اذر زنجان و همکاری اجباری او با گردانندگان فرقه دمکرات را خود ایشان چنین تقریر
کرده است:  “اما
دکتر جهانشاهلو که موارد و موضوعات مورد علاقه اش در زنجان کم نبود (من جمله حفاظت
رابطه اش با املاکی که در زنجان داشت) و اصولا به علت تعصب و علاقه همشهری گریش با
مردم زنجان حتی الامکان حافظ ابرو منافع همشهریانش بود ، چنین تشخیص داده بود که
نگذارد یک غریبه و غیر زنجانی به عنوان سخنگوی مردم شهر زنجان مسئول کار روزنامه و
تبلیغات شهر باشد. بعد ها من متوجه شدم که دکتر جهانشاهلو از این موضوع نگران بوده
است که فرقه دمکرات اذربایجان (تبریز) از زبان و قلم مردم زنجان ، شهر زنجان را
صریحا قسمتی از اذربایجان قلمداد کنند ، و گویا کسی که این نکته را از او درخواست
کرده بوده که پیش از عزیمتش از (زنجان به تبریز) فکری برای جلوگیری از ان اتفاق
(یعنی تصریح این که زنجان جزئی از اذربایجان است) به عمل اورده ، برهان السلطنه
خسرو میرزا دارایی (۲۱) شاعر و دانشمند و مالک متنفذ محل بوده است و حتی او به
دکتر جهانشاهلو یاداوری کرده بود که از وجود من برای این کار(روزنامه اذر) استفاده
کنند. گو این که خود جهانشاهلو هم با من مهربانی می کرد و برایم احترام قائل بود.
به هر حال من ان کار را به حکم اجبار کامل متقبل شدم ولی در عمل به نوعی توفیق
اجباری در جهت یاری رساندن به مردم شهر عزیزم زنجان مبدل گردید!!.”


 

با
انتشارنمره اول روزنامه آذر در روزچهارشنبه۱۰
بهمن ۱۳۲۴ و به صورت یک
مطبوعه خبری – سیاسی و به زبان ترکی قفقازی و با مدیریت منوچهر سعید وزیری و با نظارت مستقیم کاپیتان نصرت
باقروف ، صدر اول فرقه دمکرات اذربایجان سید
جعفر پیشه وری در ۱۶/۱۱/۲۴پیام
تبریکی بدین مناسبت ارسال می دارد !

 

به
لحاظ شکلی لوگوی روزنامه اذر زنجان درسمت راست صفحه و عنوان اذر درمیان شعله های
اتش قرارگرفته و درسمت چپ ان، روز، ماه، و سال انتشار ذکر گردیده است. در سمت چپ
عنوان اذر نوشته شده است (بو روزنامه اذربایجان دمکرات فرقه سی زنجان ولایت کمیته
سنین اورگانیدر)…..این مطبوعه به نوعی درزیرمجموعه کمیته مرکزی فرقه دمکرات
اذربایجان قرارداشته است.

 

دفتر
این روزنامه در محل سبزه میدان، خیابان فردوسی قرارداشته و درچاپخانه توانا(۲۲)
درهمین خیابان مذکور چاپ می شده است.

  

اعضای هیئت
تحریریه ان را، مهندس محمود نوائی (۲۳)، خسرو خان دارائی، شاعره حکیمه بلوری
زنجانی (۲۴)، منوچهر سعید وزیری، مجید ضیاء، ابوالفتح
حکیمیان (۲۵) مهندس احمد زند و… تشکیل می داده اند.


 

واثاری از شاعران قدیم و جدید زنجانی همچون : جواد کیمیا
قلم، خسرو دارائی؛ حکیمه بلوری، کریم زعفری(۲۶)، محمد فتوحی، منوچهر دارائی، عزیز
صنعتی، هلال ناصری (۲۷)، محمد رضا روحانی (۲۸) و … دران به چاپ می رسیده است. 



((لازم به توضیح می باشد
که از شاعران و ترک سرایان ان روز در مدنیت ایوی (کمیته شاعرلر مسکنی –  مستقر درمنزل اعظام السلطنه ذوالفقاری درخیابان
طالقانی) از محمد رضا روحانی ، حاج کریم زعفری ، عزیز صنعتی ، ابوالفتح حکیمیان ،
جواد مقدمی ، ازاده دارایی ، حکیمه بلوری و برهان السلطنه دارایی (ریاست کمیته ) و
یکی دو تن دیگر که در این محفل فرهنگی دیده شده اند  می توان نام برد.)) (۲۹)


این روزنامه بیش از یک سال نپایید،
بطوریکه بعد از تسخیر زنجان و
اذربایجان از سوی نیروهای
دولتی و دستجات عشایر و پس از شکست کامل حکومت پیشه وری در اذرماه ۱۳۲۵ از انتشار باز ماند به خاموشی
گرایید و به تاریخ پیوست. 



سری کامل روزنامه اذر در کتابخانه قدیمی
دبیرستان شریعتی زنجان موجود است که جا دارد از ان در جای بهتر وعمومی تر، به
عنوان یک منبع وماخذ ارزشمند تاریخی محافظت شود.

                                 

                                                         




توضیحات: 

 


 

۱-   
روزنامه پروین خمسه در
شمار یکی از مهم‌ترین نشریات ولایتی ایران ، طی سال‌های ۱۳۱۵- ۱۳۰۹ شمسی در زنجان
و در دورۀ پهلوی اول، به چاپ می‌رسیده است. مدیر مسوول پروین خمسه، میرزا عیسی
قانون‌خواه زنجانی ملقب به ناصرالملله بوده است که عده‌ای از روشنفکران و
فرهیختگان و فرهنگیان ساکن در منطقه زنجان را به دور هم جمع کرد و برای اولین بار
روزنامه‌ای کاملاً خبری در شهر زنجان منتشر نمود. روزنامۀ پروین خمسه در چهار صفحه
و به قطع بزرگ با چاپ سربی در چاپخانه اقبال زنجان چاپ می‌شده است. محل ادارۀ
روزنامه در سبزه میدان زنجان قرارداشته و قیمت اشتراک روزنامه، یک ساله ۶۰ قران،
شش ماه ۳۰ قران، سه ماه ۲۰ قران و در خارجه یک لیره بوده است. سر مقاله‌ها توسط
عیسی قانون‌خواه (ع .ق) و مطالب ادبی توسط مرحوم خسرو دارایی (برهان السلطنه)، فضل‌الله
طغرل‌خان (مزین السلطان) و سایر افراد نوشته می‌شده است.

 


۲-   
ازرجال سیاسی ومطبوعاتی شهرزنجان، صاحب
قلمی ازموده و با دارا بودن تحصیلات عالیه در رشته های فیزیک، فلسفه و علوم تربیتی
۱۲۹۹ در
شهر زنجان متولد شد. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در زنجان و تهران به اتمام
رسانید و از دانشکده علوم نیز درجه‏ ى لیسانس گرفت. چندى به شغل دبیری اشتغال داشت
و بعد وارد بانک کشاورزى شد . سعید وزیرى با مطالعه مستمر، نویسنده‏ ى
متفکر و باذوق گردید و در مطبوعات کشور مقامى ارجمند یافت. وى مدتى سردبیر مجله ‏ى
اطلاعات هفتگى بود و زمانى هم سردبیر روزنامه‏ ى اطلاعات گردید و در جراید مختلف
دیگر هم مقاله مى‏ نوشت. کتاب وی با نام «رهبر مردم»
نیز توانست جایزه سلطنتی را برای نویسنده اش به ارمغان بیاورد. زمانى که حزب مردم
در ایران تشکیل شد و امیراسدالله علم رهبرى آن حزب را بر عهده گرفت، سعید وزیرى از
موسسین و ارکان حزب مزبور بود. سعیدوزیرى در انتخابات دوره‏ ى
بیست‏ ویکم مجلس شوراى ملى کاندیداى نمایندگى شد و از حوزه‏ ى خرمدره و ابهر زنجان
به نمایندگى مجلس انتخاب گردید. در ادوار بیست‏ ودوم و بیست‏ وسوم نیز نماینده‏ ى
مجلس شوراى ملى بود . از وى آثار زیادى اعم از ادبى و اجتماعى و تاریخ باقى مانده
است که در خور توجه و امعان نظر است . 



۳-   
نام ذوالفقاری در ایام
نهضت پیشه وری (جنبش خودمختاریت آذربایجان) مشهور گردید، چه در آن ایام ذوالفقاری
ها به همراه دیگر خوانین منطقه بودند که در مقابل دموکرات ها مقاومت جدی کردند و
موجبات تزلزل ارکان دموکرات ها در زنجان را فراهم ساختند. البته شهرت این خاندان
تنها محدود به ماجرای آذربایجان نبوده بلکه از زمان نادرشاه صاحب منصبان بسیاری در
این خاندان ظهور نموده اند…خاندان ذوالفقاری همگی نوادگان ذوالفقار خان افشار ایرلو
(افشار خمسه ای)
متوفی به سال (۱۱۹۵هـ . ق) از طایفه
افشار از سرداران نادرشاه افشار هستند.. بعد از کشته
شدن نادرشاه ، جد اعلای این خاندان به همراه ایل خود، به سوی ولایت خمسه آمده و در
قسمت جنوب (قولتوق!!) آن ساکن شدند. ذوالفقارخان افشار خمسه ای که عنوان مهمترین
خان ایلات افشار در مرکزیت خمسه (شهر زنجان) ایالت خود مختار خمسه را که طوایف
افشار در آنها مستقر بودند اداره می کرد، پس از مرگ کریم خان، با قدرتی که
به دست آورد به تصرف مناطق همجوار زنجان همچون قزوین و
گیلان پرداخت. اما در جنگ با بازماندگان کریم
خان زند
مغلوب و پس از مدتی سرازتنش جدا شد. بعد از ذوالفقارخان اول،  فرزندان و نوادگانش در طول دوران
قاجار و پهلوی حکومت زنجان را در اختیار داشتند. از معروف ترین افراد این خاندان؛
ذوالفقارخان دوم فرزند حسینقلی خان اول است که در جنگ هرات بابه دست آوردن فتوحاتی مورد
تقدیر ناصرالدین شاه قرار گرفت وبا لقب اسعدالدوله به حکومت زنجان رسید.
پس از ذوالفقارخان اسعدوالدوله حکمرانی خمسه زنجان به فرزندش حسینقلی خان منیع
الدوله که بعدن همچون پدرش، لقب اسعد الدوله به
اضافه سرداری به او داده شد، سپرده شد. اسعدالدوله از مالکان بزرگ ومتنفذ زنجان
بود و املاک وسیعی به وی به ارث رسیده بود.
اوصاحب ۱۱ پسر به نام های : احمد خان میع الدوله – محمو
خان – ناصر خان – حمید خان – مصطفی قلی خان – امیر حسین خان – امیرحسن خان –  ذوالفقار خان سوم (بیوک خان) – مرتضی خان – رضا
خان –  هدایت اله خان
بود. با تاسیس
حکومت پهلوی، طایفه ذوالفقاری اقتدار
خود را تا
حدودی از دست داد و حکمرانی موروثی آنها دچارخدشه گردید. سرداراسعدالدوله در حالیکه از سن ۴۵ سالگی به
علت مرض قند وعمل جراحی نابینا شده بود در فروردین ماه ۱۳۲۶ در سن ۶۸ سالگی فوت
نمود. از
میان فرزندانش محمود ذوالفقاری (۱۳۶۷- ۱۲۸۲) مالک بزرگ و سرمایه دار معروف همه
کاره زنجان گردید.. اوپس از انجام تحصیلات مقدّماتی و متوسّطه و آموزش فنون رزمی
که در آن روز از اهمّ تحصیل خان زادگان بود ،به اروپا رفت و سالیانی چند در رشته
حقوق تحصیل نمود. پس از مراجعت به ایران ، در زنجان به کار کشاورزی و دامداری
پرداخت و املاک وسیع پدرش را در خمسه اداره کرد. اوحاکم و ایل سالار زنجان،
نماینده مجلس و از با نفوذترین افراد خاندان ذوالفقاری بود. وی به واسطه مقاومت
و جنگ در برابر قشون فرقه دمکرات آذربایجان بین سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۶ از شهرت
ومعروفیت زیادی برخوردار است. محمود ذوالفقاری
در ادوار هجدهم ، نوزدهم و بیستم وکیل زنجان در مجلس شورای ملّی بود…..به دنبال
اجرای قانون اصلاحات ارضی ، بخشی از ثروت و قدرت این خاندان ازبین رفت اما همچنان
نفوذ و اعتبار خود را به عنوان یک خانواده ریشه دار درایران تا انقلاب ۲۲بهمن حفظ کردند.






۴-   
سید جعفرپیشه وری (میرجعفر جوادزاده
خلخاالی، پرویز) سیاستمداردنیادیده، روزنامه‌نگارمعروف، مبارز انقلابی واز کمونیستهای کهنه کار ایرانی بود.
او در ۱۲۷۲ شمسی مطابق با ۱۸۹۳ میلادی در
روستای سیّدلَر زیوه سی خلخال متولّد شد و پس از اندکی
تحصیلات ابتدایی، به همراه خانوادهٔ اش که در پی شبیخون عشایر محلی، دارایی شان را
از دست داده بودند، در ده یا دوازده سالگی (۱۹۰۵ م) به مانند بسیاری دیگر ازایرانیان
به قفقاز رفت. در آن زمان باکو به عنوان
یک مرکز جدید صنعتی، هزاران جویای کار را به خود می‌پذیرفت. او در باکو ضمن کار وتحصیل، به تدریس در
مدارس اتحاد ایرانیان پرداخت… ودر دانشگاه کمونیستی زحمتکشان
شرق ادامه تحصیل داد و…. پیشه
وری در۱۲۹۹خورشیدی به همراه ارتش سرخ ورهبران حزب عدالت (کمونیست) که خود یکی
ازرهبران اصلی ان بوددرجریان نهضت جنگل وارد گیلان شدودرپی کودتای سرخ!، سمت
کمیساریای دولت محلی را  به عهده گرفت. به
دنبال شکست نهضت
جنگل به باکو برگشت….در۱۳۰۶همراه
دیگر اعضای شبکه کمونیستی توسط
اداره نظمیه رضا شاه دستگیر ودر۱۳۱۸به جرم تبلیغ مرام اشتراکی به ده سال زندان
محکوم گردید….. پیشه وری جزء رهبران اولیه حزب توده ایران بود که مرامنامه حزب
رانوشت ولی عاقبت ازحزب کناررفت. در۱۳۲۲روزنامه اژیرخطررا منتشرکرد.
در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی به عنوان نماینده اوّل تبریز انتخاب
شد ولی در ۲۳ تیرماه ۱۳۲۳ اعتبارنامه اوردشد. درپی توقیف روزنامه اژیر خطر
به تبریز رفت و درشهریورماه ۱۳۲۴فرقه دموکرات آذربایجان رابنیان گذارد و در۲۱ اذر۱۳۲۴حکومت خودمختارفرقه راایجاد کرد وخود به
عنوان نخست وزیر انتخاب شد… ودرپی اشکارشدن نشانه های شکست دربدنه دمکراتها،
پیشه وری پس از واگذار کردن رهبری فرقه در ۱۹ آذر به محمد بی ریا، چند روز قبل از
سقوط کامل فرقه دموکرات به همراه چند تن از دیگر رهبران فرقه که انبوهی از فعالان
این جنبش بعداً بدانان پیوستند به شوروی پناه برد و در باکو اقامت گزید و  در۲۰تیرماه۱۳۲۶ دریک سانحه اتومبیل به قتل رسید. 





۵-    “دکتر
نصرت الله جهانشاه لو افشار” پزشک برجسته زنجانی الاصل متولد ( ۱۲۹۲ خورشیدی
–  ۱۹۱۳میلادی)پس ازتحصیلات ابتدایی
ودبیرستان در سال ۱۳۱۳ خورشیدی وارد دانشکده پزشکی شد وبا دکتر تقی ارانی آشنا گردید
و در محفل بحث او در منزلش شرکت جست و سپس از جمله همکاران وی در مجله دنیا گردید.
در اردیبهشت ۱۳۱۶ به اتهام عضویت در فرقه کمونیستی به رهبری دکتر ارانی از سوی
دستگاه پلیسی رضاخان دستگیر شد و تا آخر شهریور ماه ۱۳۲۰ را همراه با گروه ۵۳ نفر
در زندان به سر برد. پس از آزادی از زندان، به حزب توده پیوست و مسئولیت سازمان
جوانان حزب توده را برعهده گرفت. در اوایل سال ۱۳۲۴ از طرف کمیته مرکزی حزب توده
ایران به سمت مسئول حزب
توده کمیته ایالتی زنجان انتخاب شدو به دنبال تشکیل فرقه
دموکرات آذربایجان و پیوستن تشکیلات ایالتی حزب توده در تبریز به آن، حزب توده
زنجان نیز به این فرقه پیوست و دکتر جهانشاه‌لو به عنوان نماینده کمیته مرکزی حزب
توده در فرقه دموکرات برگزیده شد. در اوایل آذرماه ۱۳۲۴ در پی اعلام حکومت فرقه در
آذربایجان، شهر زنجان نیز به تصرف تشکیلات فرقه درآمد و دکتر جهانشاه‌لو که ژاندارمری و شهربانی زنجان را در جریان آشوب شهر،
خلع سلاح کرده بود،
اداره شهرزنجان را به دست گرفت. وی سپس از سوی «مجلس ملی آذربایجان» به معاونت
دولت پیشه‌وری انتخاب گردید و در بهمن ماه عازم تبریز شد…. بعد
از افتتاح دانشگاه تبریز، وی به عنوان اولین رئیس این دانشگاه انتخاب گردید. در آذرماه ۱۳۲۵ پس از توافق میان
دولتین ایران و شوروی و حرکت ارتش به سمت آذربایجان، وی به همراه پیشه‌وری و تعداد
دیگری از مسئولان فرقه دموکرات به باکو رفت و دوران اقامت در شوروی را آغاز کردو
درانجا به کارطبابت پرداخت. پس از مرگ پیشه‌وری در یک تصادف مشکوک در مهرماه ۱۳۲۶،
وی به همراه صادق پادگان و غلام یحیی دانشیان، به عنوان اعضای گروه سرپرستی فرقه
منصوب شدند. در بهار ۱۳۲۷ با تشکیل مجدد کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان و به
دنبال اخراج و زندانی شدن محمد بی‌ریا که تماسهایی با سرکنسولگری ایران به منظور
بازگشت به کشور داشت، دکتر جهانشاه‌لو به عنوان عضو رهبری فرقه و مسئول تبلیغات آن
منصوب گردید. در شهریور ۱۳۳۲ برای طی دوره مدرسه عالی حزب کمونیست شوروی (کوتو) به
مسکو رفت. در این زمان وی از حزب توده درخواست کرد تا به مأموریت او در فرقه
دموکرات آذربایجان خاتمه دهند و مجدداً فعالیت خود را در حزب توده دنبال کند…….
دکتر جهانشاه‌لو در سال ۱۳۵۱ خاک شوروی را ترک کرد و در حالی که تشکیلات کمیته
مرکزی حزب توده در آلمان شرقی مستقر بود، اوعازم برلن غربی شد!! و در آنجا سکنی
گزید. اودرالمان غربی خانه ای خرید و دربیمارستانی به کار مشغول شد…. اقای
دکتر جهانشاهلو افشار عاقبت در سال ۱۳۹۱ و در سن ۹۹ سالگی در سوئیس درگذشت. 



دکترحسن نظری (غازیانی) ازافسران توده ای فرقه
دمکرات اذربایجان و زنجان درباره دکتر جهانشالو می نویسد: ” دکتر جهانشاهلونمونه
ای ازیک انقلابی روشنفکربود.او درخانواده دارایی چشم به جهان گشود و پس ازاموزش
دبیرستانی به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران وارد شد. اودراینجابا اندیشه های پیشرو اشنا
می شود ودرشماریاران دکتر تقی ارانی درمی اید وباگروه ((۵۳))نفر!! بازداشت وبیش
ازچهارسال (۱۳۲۰-۱۳۱۶) درقصرقجارزندانی می شود. پس اززندان دانشکده پزشکی را تمام
می کند وازسوی رهبری حزب توده برای گسترش سازمان حزبی به زنجان روانه می شود. گماشتن
وی همانند سرپرست ورهبرسازمانهای توده ای،به هیچ وجه خوشایند خانهای بزرگ ونیرومند
این استان نبود!!! پس ازپیدایش فرقه دموکرات اذربایجان،سازمان توده ای زنجان نیز
به ان می پیوندد وجهانشاهلوبه رهبری سازمان نوین می رسد.کارهای اودرزنجان به دلیل
موقعیت خانوادگی(متعلق به خانواده فئودال و ثروتمند زنجانی) و شغل پزشکی اش
موفقیتت امیزبود. همین موقعیت وی بود که می توانست همه توده مردم وهمه رده های
میانه وبالای جامعه را!!به فرقه دموقرات جلب نماید.ا وقدی متوسط بالا وسیمایی گیرا
داشت. این رهبر زنجان با رهبرفرقه دموکرات شهر میانه (غلام یحیی دانشیان)روابط
خوبی با هم نداشتند. غلام یحیی،دکتررا خان زاده می دانست وادعا می کرد که از یک
خان زاده،انقلابی درنمی اید!!.ودکتر جهانشاهلو نیز به نوبه خود اورا بی سواد وعامی
ونه انقلابی، بلکه یک ادمکش می دانست!!.”

  

  ۶-  غلام فرزند یحیی کیشی، سیاستمدار و نظامی
ایرانی، سال۱۲۸۵ شمسی درسراب دیده به جهان گشود. در نوجوانی همراه پدرش برای کار
به مناطق نفتی باکو رفت و در آنجا به عضویت سازمان جوانان کمونیست و سپس حزب
کمونیست ایران درامد. وی با فعالیتش در میان کارگران، به ویژه کارگران ایرانی
توانست اعتماد سازمانهای حزبی شوروی را جلب نماید ودرپی ان به مقام شهردارصابونچی
منطقه نفت خیز باکو کمارده شد…. غلام یحیی به هنگام اخراج ایرانیان ازروسیه
درسالهای۱۹۳۷تا۱۹۳۸ وارد ایران گردید….وپس ازجندی زندانی شد وبا اشغال ایران
ازسوی دول بیگانه در۱۳۲۰دانشیان اززندان رهایی یافت. وباتشکیل حزب توده به فعایت
سیاسی درسراب ومیانه مشغول گردید. وبا تاسیس فرقه دمکرات ازسوی پیشه وری، به عنوان
یکی ازعناصراصلی، اقدام به سازماندهی گروه شبه نظامی موسوم به فدائیان فرقه نمود….
ژنرال غلام یحیی به خاطر مبارزه با فئودالها وخلع سلاح پادگانها وقرارگاههای
ژاندارمری نامی به هم زد وبه مقام نیابت ارتش ملی اذربایجان رسید.. اوباقدی  بالاتر ازمتوسط، چشمانی نیمه ابی وسبیل چهارگوش
چارلی چاپلینی همواره دربرخود بادیگران لبخندی نشان می داد که چهره اش راپسندیده
می کرد. اوزبان توده ها را به خوبی می دانست و می توانست با سخرانیش انها را جلب
نماید….سرانجام ارتش شوروی در اردیبهشت سال ۱۳۲۵ ایالتهای شمالی ایران را تخلیه
نمودو ارتش شاه به منظور سرکوبی ابتدا وارد خمسه زنجان وسپس وارداذربایجان شد و
عده‌ای از رهبران فرقه ازجمله غلام یحیی، خود را به مرز رسانده از طریق جلفا از
کشور خارج شدند….دانشیان درسال ۱۳۳۶ به جای چشم اذربه رهبری فرقه دمکرات در
اذربایجان شوروی سابق رسید. در کنفرانس وحدت حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان
عضو هیئت اجرائیه حزب توده شد. اودر واپسین سالهای پیش از انقلاب ایران به علت
بیماری وکهولت ازفعالیتهای حزبی وسیاسی کناره گرفت و صدرافتخاری تشکیلات فرقه شد.
و درحوالی ۱۳۶۳ درباکو درگذشت.



 

۷-  علینقى‏خان سعیدالسلطان از مالکین خمسه و
کارمند عالى‏رتبه‏ى دولت وقت 



۸-  لئو نیکلایویچ تولستوی (۱۹۱۰—۱۸۲۸) نویسنده و
فعال سیاسی و اجتماعی و یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. تولستوی به رغم شهرت و
محبوبیتی که با انتشار آثارش کسب کرد، زندگی خود را به شدت تغییر داد و به ساده
زیستن روی آورد.

 

۹-  آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف از رهبران جنبش
انقلابی روسیه (۲۸ مارس ۱۸۶۸ – ۱۸ ژوئن ۱۹۳۶)  که بیشتربه نام ماکسیم گورکی مشهور می
باشد. داستان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و مقاله‌نویس و از بنیان‌گذاران سبک رئالیسم
سوسیالیستی محسوب می شود. مرگ وی در سن ۶۸ سالگی، در هنگامی رخ داد که وی تحت
مداوای پزشکی بود. چگونگی و دلیل مرگ هیچگاه مشخص نشد. البته اعتراف‌هایی در
دادگاه‌های استالین گرفته شد ولی مدارک تاریخی کافی در این زمینه در دست نیست.

 

۱۰- مدیر اسبق
اداره سیلوی زنجان – ازخانواده های اصیل زنجانی و مبارزمشروطه خواه که به یاری
میرزا کوچک خان در نهضت جنگل شتافت. خوشبختانه ازصحنه گردانان وبازیگران وشهود عینی بیطرف ویا ذینفع جریان
دموکراتیزه کردن زنجان!! ( ۱۳۲۴- ۱۳۲۵ش)هنوز عده ای درقید حیاتند و پای صحبت انان
نشستن و از محفوظات و اندوخته های ذهنی و ازخاطرات و خطرات انان نگارش کردن و پالایش
و ویراستاری انها برتصحیح ویقین این ماخذ و منابع و دیگرنوشتارها کمک و یاری رسان
خواهد بود!! 



۱۱- 
طبیب حاذق  اداره صحیه بلدیه زنچان
دردوران میرزا علی اکبرتوفیقی 



۱۲-  بیمارستان بهشتی (شهنازسابق) 



۱۳-  انیورسیته (دانشگاه
تبریز) به موجب فرمان مورخ ۹/۱۰/ ۲۴ حکومت محلی اذربایجان، کلنگ زنی ان در ۲۲/۳/۲۵
انجام گردید
و درهمین سال رسما افتتاح و شروع به کار نمود و
اولین رئیس دانشگاه نیز دکتر جهانشاهلو افشار انتخاب شد. 



۱۴-   سرهنگ عبدالرضا آذر استادرسته
توپخانه دردانشکده افسری رژیم سابق –  افسر انقلابی وارشد
سازمان نظامی حزب
توده ایران که درقیام افسران خراسان
(تیرماه۱۳۲۴ش) فرماندهی عملیات را برعهده داشت و پس ازعدم موفقیت این شورش،  ازسوی حزب به باکو فرستاده شد. سرهنگ اذر
دردولت محلی پیشه وری مدتی رئیس ستاد ارتش ملی دراذربایجان بود و پس ازسقوط فرقه
چی ها به شوروی پناهنده شد …. وپس ازچند سال به ایران برگشت. 



۱۵-  دکتر حسن نظری (غازیانی)متولد
بهمن ۱۲۹۹ در بندرانزلی، در سالهای ۱۳۲۱-۱۳۲۴ در هنگ‏ هوایی اصفهان و رسته هوایی
دانشکده افسری خدمت کرد. در همین اوان به فعالیتهای پنهانی برای ایجاد سازمان
نظامی حزب توده اشتغال داشت و یکی از بنیانگزاران آن سازمان بود. اوبعد از شکست
شورش افسران خراسان به آذربایجان شوروی سابق رفت… در رابطه با نقش و سرپرستی ماژورنظری در فرقه دمکرات
زنجان باید گفت که با توصیه ی رهبران فرقه دمکرات (بدنه جنبش!!)و سردمداران جمهوری
اذربایجان شوروی (هسته جنبش!!) نظری به همراه دیگر افسران سازمان نظامی حزب توده
از باکو به سوی تبریز حرکت می کند  و پس از
استقرار در تبریز و دیدار با ژنرال اتاکشی اف و تقسیم بندی کا رها به همراه سرهنگ
اذر و سروان مرتضوی مامور رساندن سلاح با کامیون های ارتش شوروی به میانه و زنجان
می شود و طی ان با دو رهبر جنبش یعنی غلام یحیی در میانه و دکتر جهانشاهلو در
زنجان از نزدیک اشنا می گردد. که در این میان زنجان برای جنبش دمکراتیک اذربایجان
و دولت ایران و فئودال های منطقه اهمیت ویژه ای داشته است و لذا رژیم پیشه وری علا
وه بر رساندن سلاح به زنجان ، دکتر نظری و اذر را به خاطر دفع حملات احتمالی
تفنگداران خانها و ارتش و قوای ذوالفقاری موظف می کند تا به کار اموزش فداییان و
بکارگیری سلاح و سنگر بندی و جنگ های پارتیزانی بپردازند چرا که دسته های فدایی
خمسه چاره ساز مبارزه و دفاع در مقابل خوانین نبودند و لازم بود که از افسران توده
چی فراری ارتش شاهنشاهی هم استفاده شود….. ماژور
نظری در سازماندهی نیروهای نظامی جنبش پیشه‏ وری، همچنین در نبردهای ناحیه زنجان
با افراد مسلح ذوالفقاری و دیگر خانهای آن ناحیه ونیز چریکهای تحت فرماندهی سرگرد
تیمور بختیار (سپهبد بعدی) نقش مهمی ایفا کرد. پس از سقوط حکومت پیشه‏ وری، دکتر
نظری به شوروی فرار کرد و به تحصیلات عالی پرداخت وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی به
مدت کوتاهی به ایران برگشت… وچند سال پیش درالمان درگذشت.  


 

۱۶-  سروان سید یوسف مرتضوی، سروان پیاده، متولد
۱۲۹۵بندرانزلی که با درجه سروانی به فرقه دمکرات وصل شد و سپس موفق به اخذ درجه
سرگردی گردید. مرتضوی به عنوان یکی از معاونان حاکم سیاسی و نظامی زنجان (غلام
یحیی) درزنجان، درجنگهای محلی ناحیه باختر خمسه، نقش موثری داشت ودر ماجرای تحویل
زنجان به دولت مرکزی، به عنوان نماینده فرقه دمکرات به ایفای نقش پرداخت… وبا
شکست فرقیون اعدام شد. 



۱۷ –  محمدعلی رامتین (سرگردفرقه) متولد۱۲۸۶ درسراب،
عضوحزب توده در۱۳۲۰، دریافت مدال ۲۱اذر که بعد سقوط فرقه دمکرات به همراه دیگر
فدائیان درمراغه اعدام گردید. محمدعلی رامتین که به همراه غلام یحیی دانشیان
وفدائیان سرابی و میانه ای به زنجان امد و درجنگ با تفنگداران ذوالفقاری شرکت
مستقیم و سمت فرماندهی داشت….  محمدعلی رامتین معروف به قصّاب آذربایجانی گاهی
در خلخال و زمانی در میانه و گاهی به اردبیل رفت و آمد می‌کرد
و احکام صادره از محاکم صحرایی مبنی بر اعدام را اجرا می‌نمود (خاطرات صدقدار) غلام
یحیی به این مرد می گفته تو از اولاد شمر بن ذی الجوشن هستی . یعنی از بس قسی
القلب بوده که غلام یحیی به او چنین می گفته (خاطرات
اقای طالقانی) 



۱۸-   کاپیتان
نصرت باقراوف، افسر وکمیندان روسی درزنجان که به جای اقا یوف وبا دستور رئیس جمهور
اذربایجان شوروی سابق به زنجان امد… برتمام امور شهر وفعالیت های سیاسی ونظامی
واقتصادی منطقه خمسه حکم می راند. 



۱۹-   میرجعفرباقروف، دبیر اول و صدرحزب کمونیست
اذربایجان شوروی سابق – اودرطول دوران قدرتش عده ی زیادی را به قتلگاه
فرستاد…بعد ازمرگ استالین اورا به دادگاه بردند و درپایان محاکماتش پیشنهاد کرد
که به خاطر جنایتهایش اورا چهارشقه کرده و به چهار دروازه باکو ازتیراویزان
کنند…

 


۲۰-   حاج علی اکبرشیشه چیان فرزند اله ورن (خداداد) در سال۱۲۷۴ ه.ش در زنجان متولد شد. وی از سال۱۳۰۴ تا ۱۳۶۴ به فعالیتهای اقتصادی مشغول بود و بیشترین تمرکز خود را بر واردات شیشه از باکو قرار داد. در سال ۱۳۱۸ شرکت سهامی توانای زنجان را با همکاری محمد و عبد الله راکعی با هدف خرید و فروش نوشت و افزار و کتاب و تصدی چاپخانه تاسیس نمود. او علاوه بر فعالیت های اقتصادی از روزنامه نگاران معروف شهر زنجان و کشور محسوب می شد. انتشار روزنامه خمسه در زنجان در جریان ملی شدن صنعت نفت در دوران حکومت دکتر محمد مصدق، خبرنگاری در نهادها و مطبوعات استانی و کشوری از جمله فعالیت های اجتماعی او می باشد. حاج علی اکبر شیشه چیان در سال۱۳۶۴ و در سن ۹۰ سالگی در زنجان در گذشت.



۲۱-   دانشمند فقید، شاعرتوانا،
فرهیخته زنجانی، شادروان امیر‌خسرو دارایی تخلص وی “خسرو” و مقلب به
«برهان السلطنه زنجانی» فرزند مرحوم خسرو میرزا پسر خلیل الله میرزا پسر عبدالله
میرزا «دارا»  حکمران خمسه زنجان، یازدهمین
فرزند فتحعلیشاه قاجار، در سوم شعبان ۱۳۱۰ ه.ق – (۱۲۶۸
ه.ش)  پنج ماه پس از فوت پدرش از بطن مرحومه رخساره خانم دختر عبدالمجید
میرزا دارا (دختر عموی پدرش و نتیجهٔ عبدالله
میرزا دارا) در قریه‌ی بنارود طارم، زنجان قدم به جهان نهاد. تحصیلات مقدماتی را
تحت سرپرستی عم بزرگ و دانشمند خود ابراهیم میرزا مقلب به «برهان السلطنه» و سپس در
روستای گوهر طارم نزد شادروان ملا محمد تقی طارمی تحصیل کرد و بقیه را در شهرستان
زنجان به اتمام رسانید. وی سالها با علامه مرحوم حاجی میرزا ابو عبدالله ضیایی و
تا آخر عمر نیز از مجالست با سایر اهل علم و مطالعه کتاب با همه گرفتاریها که
داشته احتراز نورزید. این شاعر عالیقدر که از افتخارات ادبی سرزمین زنجان است،  چند سالی از جوانی خود را در کادر جدیدالتاسیس
نظام گذارد و مدت دو سال و نیم دوران حکومت سردار مؤید را نایب الحکومه طارم بود و
بعد از آن تا جلوس رضا شاه و از بین رفتن اتحاد جنگل با میرزا کوچک خان همکاری
نزدیک داشت. ماجرای درگیری وی با علی درامی درمنطقه طارم، پس از وقایع شهریور۱۳۲۰،
بعد ازگذشت سالیان زیاد هنوز درخاطرات وادبیات شفاهی سالمندان ناحیه طارم هست!!.  سرانجام ایشان در شهریور ماه سال ۱۲۳۲ به رحمت
ایزدی پیوست و بنا به وصیت خودش در اتاقی که از مادر متولد گشته بود
به خاک سپرده شد. استادالشعراء زنجان اثار مکتوب زیادی
ازخود به یادگار گذاشت…. ازجمله کلیله و دمنه
را در کتاب شکرستان خود به زیبایی تمام به نظم کشید. ازخسرو دارایی فرزندان پسر و
دختر زیادی برجای ماند که همه نویسنده و شاعر بوده و برخی از انها دارفانی را وداع
گفته اند.

توضیح اینکه علی درامی فرزند معدعلی که پسری به نام جافون وبرادری به نام اقا دده داشت درسالهای ۲۵ – ۱۳۲۴ش برعلیه فرقه دمکرات با ارتش دولتی و خوانین خمسه همکاری تنگاتنگ داشت…. اوسالها بعد توسط دامادش فتح اله درگویجان به دنبال یک درگیری زخمی شد ودرنوکان ازسوی ژاندارم ها به قتل رسید ودرچورزه مدفون گردید.

   

۲۲-   میرزا صالح شیرازی که ۱۹ آوریل ۱۸۱۵ میلادی جهت
تحصیل عازم انگلیس شده بود، پس از پنج سال اقامت در آن کشور، از طریق استانبول
رهسپار ایران گردید و به شهر تبریز رفت. عباس میرزا نائب السلطنه وی را متناسب با
تحصیلاتش به کار گمارد و وی چاپخانه‌ای را در این شهر راه‌اندازی کرد. البته قبل
از وی، ارامنه ساکن اصفهان اولین دستگاه چاپ را از روسیه با خود به ایران آورده
بودند و کار چاپ در ایران به نوعی آغاز شده بود. اولین مطبعه درزنجان و درمحل توپخانه
قجری درپشت محل فعلی چاپخانه رستمخانی، به نام چاپخانه اقبال وبه مدیریت حاج
رجبعلی مغازه (اخوان) وبا همکاری و شراکت حاج علی اکبر شیشه چیان قبل از جنگ جهانی
دوم احداث می شود. اما ۱۲۴ سال بعد ازراه اندازی
چاپخانه درتبریز، یعنی در سال ۱۳۱۸ شیشه‌چیان در خیابان فردوسی جنب بازار قیصریه
زنجان، اداره مطبعه مذکوررا خود برعهده می گیرد وچاپخانه اقبال اینبار به نام
توانا مشغول فعالیت می شود….. شیشه چیان 
ازخادمان صنعت چاپ درزنجان ومدتی نماینده جراید زنجان بوده است. چاپخانه
دیگری در سال ۱۳۲۶ توسط رستم خانی در سبزه میدان شروع به کار کرد و سومین چاپخانه
نیز در زنجان با نام ستاره در سال ۱۳۴۶ توسط فردی به نام محمد حسن امینی فعالیت
خود را آغاز نمود. 



۲۳-   مهندس محمود نوایی (رئیس اداره فرهنگ زنجان)
دراوایل حکومت خودمختار دراذربایجان و خمسه  ۲۵ – ۱۳۲۴ش .

 

۲۴-   حکیمه خانوم بلوری زنجانی (شاعر و عضو گروه
زنان دمکرات وابسته به فرقه) که با سقوط دولت پیشه وری، به همراه موسسان فرقه
دمکرات به حمهوری اذربایجان رفت و در باکو درگذشت. 



۲۵-   دکترابوالفتح حکیمیان فرزند خداداد متولد۱۳۰۶
درزنجان، شاعر، نویسنده و نقاش توانا که همکاری نزدیکی با جراید و مجلات درسطح
کشور داشت. ازایشان اثارقلمی زیادی برجای مانده است. 



۲۶-
 مرحوم کریم زعفری از بنیانگذاران
و پیشکسوتان در عرصه مطبوعات زنجان و در زمینه ادبیات ترکی قلمداد می‌شود. ایشان
در سال ۱۲۹۷ شمسی در زنجان متولد و در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۳۷۶ شمسی از دنیا رفت . مرحوم زعفری سردبیری
نشریه شهنواز زنجان بود و بعدها صدای‌خمسه به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی وی منتشرگردید . کتاب
نوبر مجموعه اشعار فارسی، ایلانچی اشعار ترکی و حسین شاهکار آفرینش و سخنوران و
خطاطان زنجان از وی چاپ شده است. وی در اواخر عمر مسئول سرویس ادبیات ترکی هفته‌نامه
پیام‌زنجان تحت عنوان سیمای سخنوران زنجان بود که در آنجا با زحمات زیاد قسمت مهمی
از تاریخ ادبیات ما را جمع‌آوری و به چاپ رساند.

 


۲۷-   هلال ناصری نماینده زنجان درمجلس محلی
حکومت خود مختار اذربایجان
(۲۵ –  ۱۳۲۴ش)


۲۸-   از شاعران پیشکسوت طارمی زنجانی است که در سال
۱۳۰۲ شمسی در زنجان متولد شد. پدرش شیخ یحیی طارمی از علمای زنجان و طارم بود. وی
عمری در اداره فرهنگ ومعارف (اموزش و پرورش) به معلّمی و مدیریت پرداخت و در سال
۱۳۵۷ بازنشسته شد. وی به دو زبان ترکی و فارسی آثاری از خود برجای گذاشته که در
جای خود سهم مهمی در ارتقاء سطح فرهنگ و هنر شهر داشته است. محمد رضاروحانی در
هشتم تیرماه ۱۳۶۸ شمسی فوت کرد. از آثار ماندگار  ان مرحوم مدیریت و جمع‌آوری و چاپ کتاب
«فرهنگنامه زنجان»می‌باشد که در سال ۱۳۴۷ شمسی در چاپخانه پرچم چاپ شده بود. این
کتاب منبع مهمی برای زبان، فولکلور و مدنیت زنجان می‌باشد. 



۲۹-   بیشتر این جوانان که در این محفل ادبی رفت وامد
داشتند فارغ از هرگونه گرایشات حزبی و سیاسی بوده و غیر از چند نفر که عضو رسمی
دمکرات فیرقه سی زنگان بودند بقیه صرفا جهت عرضه ذوق و و هنر و شماری از بابت
ارضای حس کنجکاوی خود به مدنیت ائوی و شاعرلر مجلسی رفت و امد داشتند و با خواندن
اشعارشان راهنمایی و یا تشویق می شدند. 



منابع و ماخذ:

 

۱-    جستجو درگذشته: منوچهرسعید وزیری

 

۲-   ۲-  وب سایت بایرام bayram

 

۳-    شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران: دکتر
باقر عاقلی

 

۴-    خطاطان و سخنوران زنجان: کریم زعفری – کریم نیرومند            

 

۵-    هفته نامه موج بیداری                                                                 

 

۶-    هفته نامه البرز زنجان                                                                 

 

۷-    گماشتگی های بد فرجام: دکترحسن نظری                                 

 

۸-    خاندانهای حکومتگر ایران: دکتر باقرعاقلی                                   

 

۹-    نشریه شهاب زنجان                                                                    

 

۱۰-                      
ویکی
پدیا                                                                  

 

۱۱-                      
خاطرات
دکتر نورالدین کیانوری                                 

 

۱۲-                      
اقتصاد
زنجان: ابراهیم جمیلی                                  

 

۱۳-                      
رجال
اذربایجان: دکتر مهدی مجتهدی                        

 

۱۴-                      
شرح
حال رجال ایران: مهدی بامداد                         

 



۱۵-  فرهنگنامه زنجان: محمد رضا روحانی                                                

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۱ ] [ ۲۰:۲۹ ] [ فرج الله داودی ]
[
]

لینک منبع

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close